به گزارش جام جم آنلاین ، سید مصطفی مرتضوی گفت بامداد امروز، حادثه مسمومیت با گاز دی اکسید کربن در مسجد فاطمیه روستای اریسمان واقع در بادرود استان اصفهان رخ داد.
وی با اشاره به حادثه دیدگی ۲۰ نفر، افزود در سانحه یاد شده، ۱۵ نفر مصدوم شدند و ۶ نفر نیز به مراکز درمانی منتقل شدند.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 20:20
به گزارش جام جم آنلاین،برای زن جوان خیلی سخت است که پس از تحمل بار سنگینی از خسارات معنوی و روحی حالا خسارت مالی را تحمل کند.
البته چنین شرایطی برای همسر او هم وجود دارد اما نکتهای که اینجا مورد بررسی قرار میگیرد نحوه استرداد جهیزیه از سوی زن پیش از طلاق رسمی است.
پایان زندگی مشترک در حالی که لطمههای روحی به طرفین بخصوص به زن وارد میکند موجب وارد آمدن خسارات مالی هم است.
یکی از خساراتی که وارد میشود مربوط به همین جهیزیه است که در بسیاری از مواقع با هزینهای کلان تهیه میشود اما در پایان زندگی مشترک با بهایی نازل در اختیار سمساریها قرار میگیرد.
پیش از رسیدن به این مرحله نیز در بسیاری از موارد کشمکش زیادی بر سر جهیزیه وجود دارد. ممانعت مرد از خروج جهیزیه از منزل جدیترین چالشی است که در این روند به وجود میآید.
استرداد جهیزیه در هنگام طلاق روندی دارد که اگر بدرستی طی شود مشکلات کمتری به وجود میآید و فشار روحی کمتری وارد میآورد.
در واقع اگر این موضوع که میتواند بسادگی حل شود وارد مراحل پیچیده و ناخوشایندی شود آنگاه فشار روحی و روانی بیشتری بر زوج در آستانه جدایی وارد میکند. با این روند تلخی طلاق حتی بیشتر هم میشود.
آنهایی که منطقی همه چیز را حل کنند کارشان به پر کردن دادخواست استرداد جهیزیه و دریافت آن نمیکشد، اما در صورت لج و لجبازی همه چیز سختتر میشود. در ادامه نحوه استرداد جهیزیه و روند قانونی آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
گام نخست: تنظیم دادخواست استرداد جهیزیه
سحر، دختر جوانی است که پس از یک سال زندگی مشترک، طلاق را بهترین راهحل برای پایان دادن به مشکلاتش با همسرش میداند.
او که در مراحل طلاق قرار دارد، قصد داشت جهیزیه خود را از منزل مشترک خارج کند که همسرش با تعویض قفل در خانه مانع او شده است.
وی فراموش نکرده که پدرش برای جمع کردن این جهیزیه چه سختیها که نکشید و با کلی قرض و وام توانست آبروداری کند.
حالا هم بعد از شکست در زندگی مشترک برای گرفتن مهریهاش با مشکل روبهرو شده است. او برای بررسی راه قانونی دریافت مهریهاش به بخش مشاوره دادگاه خانواده مراجعه کرده است.
سحر میگوید: در این مدت در خانهمان فقط جنگ و دعوا بود. با هزار امید به خانه بخت رفتم و حالا باید شکستخورده به خانه پدرم بازگردم. همسرم مرد خیلی بداخلاقی بود و سر هر موضوعی دعوا راه میانداخت و جهیزیهام را میشکست.
حالا هم اجازه نمیدهد جهیزیهام را به خانه پدرم ببرم. دیگر توان جنگیدن با او را ندارم و تصمیم گرفتم از راه قانونی مشکلم را حل کنم. حالا باید چه کنم؟
رضا قربانلو، کارشناس حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری در این باره میگوید: در مواردی که استرداد جهیزیه به مشکل جدید یک زوج در حال طلاق تبدیل میشود، مراجعه به دادگاه صالح رسیدگی به خواسته استرداد جهیزیه بهترین راهحل است.
در این مورد زن باید دادخواست استرداد جهیزیه را تنظیم کند تا در این باره تصمیمگیری شود.
وی افزود: هنگام تحویل جهیزیه فهرستی از اموال مذکور تهیه و به امضای حاضرین بویژه شوهر میرسد که این امر در سهل کردن استرداد جهیزیه در دادگاه بسیار اهمیت دارد.
به طور عامه به این فهرست «سیاهه» میگویند و از قدیم در ایران رسم بر نوشتن آن بود.
باید توجه داشت که اگر زن در هنگام طلاق با لج و لجبازی و بدون طی کردن روند قانونی، اقدام به انتقال جهیزیه خود کند با مشکلات بیشتری روبهرو خواهد شد.
بخصوص اگر سیاهه جهیزیه به امضای شهود نرسیده باشد. او در این حالت میتواند متهم به سرقت از منزل مشترک شود .
وارد شدن به یک روند پیچیده و فرسایشی
اما سحر در هنگام انتقال جهیزیه خود به منزل مشترک چندان هوشیارانه عمل نکرده است. او بدون تهیه سیاهه لوازم و امضای شهود، این وسایل را به خانهای برده که قرار بود پس از مراسم ازدواج در آنجا زندگی کند.
اکنون نیز همسرش با سوءاستفاده از این شرایط از خروج جهیزیه از خانه مشترک ممانعت میکند. در این وضعیت راهحل چیست؟
قربانلو در این رابطه میگوید: اگر سیاههای که توسط شهود امضا شده وجود نداشته باشد در گام بعدی باید سراغ فاکتورهایی رفت که در هنگام خرید جهیزیه صادر شده است.اگر این مورد نیز در دسترس نباشد حل مشکل تا حدودی پیچیده میشود.
این مشاور حقوقی و وکیل پایه یک دادگستری در ادامه میافزاید: پس از ارائه دادخواست، دادگاه جلسهای را برای رسیدگی تعیین کرده و پس از شنیدن اظهارات طرفین، چنانچه ادعای زن مورد قبول شوهر واقع شد، وی را ملزم به استرداد این اموال میکند.
در غیر این صورت قرار استماع شهادت شهود صادر میشود که در وقت معین افرادی که زیر استشهاد را امضا کردهاند به دادگاه مراجعه و مشاهدات خود را بیان میکنند.
در صورتی که این اظهارات مقبول واقع شود حکم به استرداد جهیزیه صادر خواهد شد و چنانچه مرد از اجرای حکم دادگاه امتناع کنند، از طریق اجرای احکام دادگستری اقدام خواهد شد.
وی خاطرنشان کرد: در هنگام وقوع طلاق از اموال منقولی که در منزل مشترک وجود دارد آنچه مورد استفاده اختصاصی زن است به خودش تعلق میگیرد و اموال اختصاصی مرد نیز متعلق به خودش است، اما جهیزیه فرق میکند.
این وکیل پایه یک دادگستری در پایان گفت: بهتر است هنگام انتقال جهیزیه افرادی در محل حضور داشته باشند تا این روند با کمترین مشکل به پایان برسد.
شاید در هنگام استرداد جهیزیه باز هم اتفاقاتی بیفتد که به هیچ عنوان به نفع طرفین نخواهد بود بنابراین بهتر است که با حضور شاهد همه چیز ختم به خیر شود.»
حال سحر با حکم دادگاه جهیزیهاش را گرفته و جایی برای نگهداری از آنها ندارد. اما رد درگیریهای شبانه تازهعروس با شوهرش روی وسایل باقی مانده و او مجبور است جهیزیهای را که با هزار امید و دل خوش خریده بود به نصف قیمت با ناامیدی بفروشد.
* هنگام تحویل جهیزیه فهرستی از اموال مذکور تهیه و به امضای حاضران بویژه شوهر میرسد که این امر در سهل کردن استرداد جهیزیه در دادگاه بسیار اهمیت دارد
* اگر سیاههای که توسط شهود امضا شده وجود نداشته باشد در گام بعدی باید سراغ فاکتورهایی رفت که در هنگام خرید جهیزیه صادر شده است
* بهتر است هنگام انتقال جهیزیه افرادی در محل حضور داشته باشند تا این روند با کمترین مشکل به پایان برسد
* در هنگام وقوع طلاق از اموال منقولی که در منزل مشترک وجود دارد آنچه مورد استفاده اختصاصی زن است به خودش تعلق میگیرد
هیلدا حسینی خواه
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 20:20
به گزارش جام جم آنلاین ، در راستای دریافت چندین فقره گزارش و شکایات مردمی مبنی بر اینکه در آدرس اتوبان چمران، زیر پل ملاصدار عده ای مواد فروش اقدام به توزیع و فروش مواد افیونی می کنند؛ پرونده ای در این رابطه تشکیل در دستور کار ماموران پایگاه دوم پلیس مبارزه با مواد مخدر فاتب قرار گرفت.
در ادامه تیمی از ماموران به موقعیت اعزام شدند و در این راستا در جهت دستگیری و جلوگیری از فرار متهمان اقدام به شلیک دو تیر هوایی و یک تیر مستقیم نمودند که 3 تن از عاملان اصلی و سرکردگان توزیع هروئین و شیشه در اتوبان چمران به نام «ر.ح» که با تیر مستیقم پلیس مجروح شد و دیگری به نام های «م.ح» و «ش.ن» دستگیر شدند.
طی بازرسی بدنی به عمل آمده از متهمین مقدار 20گرم شیشه ، 3گرم گراس ، مبلغ 6میلیون ریال وجه نقد حاصل از فروش مواد، 2عددترازو، یک عدد چاقو، یک عدد تبر و دو عدد پایپ کشف گردید.
سرهنگ محمد بخشنده رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ با اعلام این خبر، افزود: متهم ردیف اول پس از حضور اورژانس 115 جهت مداوا به بیمارستان منتقل و یک دستگاه موتورسیکلت نیز از متهمان توقیف و روانه پارکینگ شد.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 20:20
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از لومتن، راننده 71 ساله یک کامیون زباله کش از جاده ای به سوی جنوب ایالت کارولینای شمالی در آمریکا در حرکت بود که ناگهان کنترل فرمان را از دست داده و از مسیرش منحرف می شود.
کامیون زباله کش مستقیم به سوی خانه ای می رود که در حاشیه جاده قرار داشت و آن را در هم می کوبد.
پلیس کارولینای شمالی گفت: دلیل انحراف کامیون زباله کش تخلف راننده یک وانت بود که بدون توجه به تابلو ایست از جاده فرعی وارد جاده اصلی شد و با برخورد به کامیون موجب انحراف آن از مسیرش شد.
پلیس افزود: در این حادثه راننده کامیون زباله کش با جراحات اندکی جان سالم به در برده است. از سوی دیگر هنگام وقوع سانحه ساکنان خانه در آن حضور نداشتند. راننده وانت هم به دلیل نداشتن گواهینامه معتبر، استفاده از پلاک های جعلی و عدم رعایت مقررات رانندگی دستگیر شده است.
فیلم را با هم ببینیم.
بهرام افتخاری / جام جم آنلاین
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 17:55
جمعه 30 بهمن 1394 ساعت 15:00
در این فیلم بیننده شاهد تصاویری از انتقام راننده یک اتومبیل که قربانی زورگیری شده از فرد سارق خواهد بود.
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 17:55
به گزارش جام جم آنلاین، بعد هم گردگیری و شستشوی در و دیوار و پاک کردن شیشهها آغاز میشود، اما طی سالهای اخیر شستن فرشها به مراکز قالیشویی و گردگیری به کارگران شرکتهای نظافتی سپرده شده است.
کافی است گشتی در آگهیها بزنید تا با تبلیغات این شرکتها رو به رو شوید که در این ایام با داغ شدن بازار کارشان، بازار تبلیغات و پخش تراکت این شرکتها هم داغ میشود. تبلیغاتی که در اغلب آنها فقط یک شماره تلفن همراه اعتباری چاپ شده است.
در این ایام بازار برخی سارقان که در پوشش شرکتهای قالیشویی و خدماتی فعالیت میکنند نیز داغ شده و کافی است کمی سهلانگاری کنید تا سال 94 را با خاطره تلخ به پایان برسانید.
در این ایام آمار پروندههای سرقت در پوشش این شرکتها نیز در پلیس آگاهی افزایش پیدا میکند و کمی دقت میتواند دزدان را ناکام بگذارد.
به گفته رئیس پلیس آگاهی تهران، در روزهای پایانی سال برخی شهروندان فرشهای خود را برای شستن به قالیشوییها میسپارند که این موضوع باعث شده برخی تبهکاران با توزیع انواع آگهیهای تبلیغاتی در کمین شهروندان باشند.
این تبلیغات به صورت پخش کردن برگههایی است که تنها یک شماره در آن ذکر شده است. این شرکتها در تبلیغات خود هیچ اشارهای به آدرس کارگاه قالیشویی خود نمیکنند.
برخی شرکتها با اجاره دفتر با اجاره ماهانه بالا و تهیه اسناد جعلی، در این ایام به فعالیت پرداخته و پس از جمع آوری فرشهای شهروندان با تعطیل کردن دفتر فرار میکنند. اعلام قیمتهای پایین از سوی این تبهکاران، ترفندی برای فریب مردم است.
سردار عباسعلی محمدیان در این باره هشدار میدهد: برای گرفتار نشدن در دام این مجرمان، از شرکتهای قالیشویی که آگهیهایشان در روزنامهها چاپ میشود، استفاده کنید، زیرا اغلب مدارک اینگونه شرکتها کنترل میشود.
البته تاکید میکنم چاپ آگهی در روزنامهها دلیلی برای تائید فعالیت همه شرکتها نیست. همچنین برخی هموطنان پس از شستن فرشهای خود، آن را برای خشک شدن روی دیوار یا پشت بام قرار میدهند که ممکن است مورد سرقت قرار گیرد.
به همین دلیل توصیه میشود فرش را در مکانی قرار دهید که به کوچه و خیابان مشرف نباشد.
اما برای اینکه در دام این مجرمان گرفتار نشویم چه باید کرد؟ رئیس پلیس تهران در پاسخ به این پرسش گفته است، شهروندان هنگام تحویل فرشها به نمایندگان قالیشوییها، کارت شناسایی آنها را به دقت بررسی کنند .
همچنین مشخصات ظاهری آنها را نیز همراه با شماره پلاک خودرو یادداشت کنند تا در صورت بروز مشکلات احتمالی، پلیس بتواند مجرمان را شناسایی و دستگیر کند.
شهروندان برای اطمینان بیشتر از صحت فعالیت این شرکتها، از اتحادیه قالیشویان نیز استعلام کنند.شرکتهایی که از طریق اتحادیه مجوز فعالیت میگیرند موظف به رعایت 17 بند هستند.
به عنوان نمونه باید دارای دفتر یا کارخانه با مجوز فعالیت تجاری باشند،کارمندان و رئیس شرکت نباید سوء پیشینه داشته باشند و آزمایش سلامت نیز داشته باشند. از لحاظ فنی هم باید اصول مربوط را بهطور حرفهای رعایت کنند.
از سوی دیگر در برخی آگهیها به مردم وعده اعلاشویی و سفیدشویی داده میشود که این اصطلاحات، برای جذب مشتری است؛ چرا که شست و شوی فرشها با استفاده از مواد شوینده معمولی یا پودر صابون و بستگی به نوع فرش صورت میگیرد.
فرشهای ماشینی با یک شیوه و فرشهای دستباف هم براساس نوع رنگآمیزی (ابریشم، تبریز،کاشان) متفاوت خواهد بود.
حال اگر مردم از شستوشوی فرشهایشان ناراضی باشند میتوانند با اتحادیه تماس بگیرند تا اگر فرش احتیاج به شستوشوی مجدد داشت بار دیگر شسته شود.
این در حالی است که اگر براثر غفلت کارکنان فرش مفقود هم شده باشد پس از بررسیهای کارشناسی از سوی کارشناسان اتحادیه و براساس فاکتور خرید، تا90 درصد قیمت فرش به صاحب آن بازگردانده میشود.
همچنین برخی از مردم میگویند مدتی پس از تحویل فرشهایشان به قالیشوییها، متوجه پوسیدگی ریشه یا بخشی از فرش شدهاند که این مشکل هم بهخاطر استفاده از مواد هیدرو پرکلرین و از سوی کارگران غیرحرفهای در شرکتهای غیرمجاز بروز مینماید.
یکی از مشکلات اساسی مردم در واگذاری فرشها و قالیها به قالیشوییهای غیرمجاز نیز همین است.
سارقان در نقش کارگران خدماتی
ماجرای دزدی در قالب کارگران شرکتهای خدماتی و نظافتچیها کمی فرق دارد. اینجا با دو گروه مجرم روبهرو هستیم.
گروهی که به صورت باند عمل کرده و با راهاندازی شرکتهای جعلی مدعی ارائه خدمات نظافتی میشوند و پس از راه یافتن به خانههای شهروندان، هنگام تمیز کردن از یک لحظه غفلت صاحبخانه سوءاستفاده کرده و اقدام به سرقت لوازم کم حجم و با ارزش مانند طلا، پول و ارز میکنند.
این دزدان گاهی نیز از کلید خانه یدکی ساخته و در فرصتی مناسب بخصوص در مسافرتهای نوروزی، تمام وسایل با ارزش را سرقت میکنند.
اما برخی سارقان هم تک رو بوده و با مراجعه به منازل و اعلام آمادگی برای کار وارد خانهها میشوند. این افراد برای کارهای خدماتی مبلغی کمتر از شرکتها درخواست میکنند تا بتوانند صاحبخانه را وسوسه کنند.
سال گذشته در این ایام ماموران پلیس آگاهی تهران یکی از سارقان تک رو را که در پوشش کارگر خدماتی سرقت میکرد، دستگیر کردند. زن جوان که از دزدان سابقهدار بود، پس از ورود به خانهها با تهدید چاقو زنان تنها را در اتاقی زندانی میکرد و با برداشتن پول و طلا و مجسمههای گرانقیمت فرار میکرد.
زن معتاد در یکی از سرقتهای خود با مقاومت زن صاحبخانه روبهرو شد و با ضربهای که به سر زن سالخورده زده بود او را روانه بیمارستان کرده بود.
ماموران پلیس با بررسی شکایتهای مشابه، این زن را شناسایی و دستگیر کردند. متهم در بازجوییها مدعی شد، بیشتر سراغ زنان سالخورده میرفتم. چون اغلب آنها تنها زندگی میکردند و قدرتی برای مقابله در برابر من نداشتند.
سرهنگ علی احمدی، کارشناس انتظامی در اینباره میگوید:شهروندان برای استخدام نظافتچی و کارگران خدماتی مواظب نظافتچیهای قلابی باشند.
با توجه به نزدیک شدن نوروز و خانه تکانی، تعدادی از سارقان و افراد سودجو ضمن معرفی خود به عنوان نظافتچی، اقدام به سرقت از منازل شهروندان میکنند که لازم است شهروندان در این خصوص دقت کافی را داشته باشند و تنها از کارگران خدماتی شرکتهای معتبر خدماتی بهره جویند.
ضمن اینکه موارد مشکوک را به پلیس اطلاع دهند. همچنین در زمانی که این کارگران را به خانه دعوت میکنند سعی کنند که در خانه تنها نباشند.
زنان در زمانی که در خانه تنها هستند از راه دادن کارگران مرد به خانه خودداری کنند و به هیچ عنوان کارگران خدماتی را در خانه تنها نگذارند.
وی ادامه داد: در زمان حضور این افراد در خانه اگر دسته کلید خانه یا کلیدهای یدک ناپدید شد، سریع اقدام به تعویض قفلهای ورودی خانه کنند.
زیرا امکان دارد این سارقان پس از به دست آوردن کلید خانه بهصورت باندی به آنها دستبرد بزنند.
این کارشناس انتظامی خاطرنشان کرد: به هیچ عنوان نباید به تراکتهایی که در سطح شهر پخش میشود اعتماد کامل کرد.
زیرا توزیع تراکت در شهر یا چاپ آگهی در روزنامهها دلیلی بر قانونی بودن فعالیتهای شرکتهای خدماتی نیست و بهتر است قبل از ورود کارگران به خانه از صحت و ثبت شرکت مطمئن شوید.
مجرمان سایبری نیز بیکار نمیمانند
تعطیلات نوروز بهترین فرصت برای مسافرت است و در این ایام فروش و فعالیت دفاتر خدمات مسافرتی بیشتر میشود.
طی سالهای اخیر با اینترنتی شدن اغلب خدمات، فروش بلیتها نیز در برخی دفاتر به صورت اینترنتی انجام میشود که این اقدام و تقاضای زیاد برای تهیه بلیت باعث شد، مجرمان در این حوزه نیز ورود پیدا کنند.
رفتن به سفرهای خارجی با امکانات ویژه و قیمت بسیار پایین میتواند ترفند کلاهبرداران حرفهای باشد.

سرهنگ یزدان نیکنام، رئیس پلیس سابق فتای البرز در این خصوص میگوید: با توجه به فرارسیدن تعطیلات نوروز، تورهای گردشگری متعددی اقدام به برگزاری سفرهای ارزان قیمت میکنند.
متاسفانه گاهی افراد فریب این تورهای ارزان قیمت را خورده و برای سفر به کشورهای دیگر اقدام میکنند، در حالی که تور موردنظر به تعهدات خود عمل نکرده و اقدام به سودجویی از مسافران میکند.
این مقام مسئول با بیان اینکه لازم است شهروندان در هنگام خرید بلیت سفر به مدارک قانونی تورها توجه کنند، گفت: در برخی موارد این تورها پس از فریب افراد و اخذ هزینه پاسخگو نیستند و متواری میشوند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه در مسافرتها استفاده شهروندان از خدمات الکترونیک و استفاده از دستگاه کارتخوان و پرداخت الکترونیکی افزایش مییابد، گفت:
برخی از شهروندان در این ایام برای تهیه بلیت هواپیما و قطار به اینترنت مراجعه و از این طریق اقدام میکنند که در اینگونه موارد باید مراقب کلاهبرداران و افراد سودجو باشند.
نیکنام در پایان به کاربران تاکید کرد که در هنگام ورود به صفحات پرداخت الکترونیکی حتما به دو پارامتر(https) و نشان قفل امنیتی توجه داشته باشند. وجود این دو نشان دهنده صحت و درستی صفحه پرداخت است.
مراقب تورهای تقلبی باشید
رئیس پلیسفتای استانکرمانشاه هم در این باره هشدار داد: هیچ تورگردشگری قصد ضرر کردن ندارد و افراد باید با دیدن قیمت بسیار ارزان این تورها به آنها شک کنند و احتمال وجود کلاهبرداری را بدهند.
این افراد با ارائه قیمتهای بسیار پایین افراد را ترغیب میکنند تا از خدمات آنان بهرهمند شوند و در حقیقت تورهای ارزانقیمت آنها تنها پوششی برای کلاهبرداری از مسافراننوروزی است.
زمانی که تور ارزان ارائه میشود پیشتوطئه و کلاهبرداری در کار است، مگر اینکه تورهایی که سایت آنها نماد الکترونیکی (E-NAMAD) را داشته باشد و بخواهند نزدیک عید نوروز برای جلب بیشتر مسافر تخفیفهای معقول بدهند.
در همین راستا توصیه میشود افراد در صورت امکان برای اولینبار برای ثبتنام در تور گردشگری به صورت حضوری به دفاتر گردشگری مراجعه کرده، در غیر اینصورت با رفتن به مراکزمعتبر گردشگری آدرساینترنتی دقیق این شرکتها را دریافت کنند.
افراد برای اطمینان از صحت و مجوز دفاترخدماتی و مسافرتی میتوانند به سایت سامانه جامع دفاترخدمات مسافرتی متعلق به سازمان میراثفرهنگی و گردشگری مراجعه کنند.
افراد همچنین باید بعد از واریز پول به حساب تورگردشگری میزان کسر شده از حساب را با قیمت اعلامشده در سایت مقایسه کنند.
وی با اشاره به شلوغی مراکز فرهنگی، اقتصادی و تفریحی در زمان خرید نوروزی و روزهای پایان سال، از افراد خواست تا دراین اماکن حتیالمقدور از تلفنهمراه خود استفاده نکنند و از قرار دادن عکسهای شخصی و اطلاعات حسابهای بانکی در گوشی خود اجتناب کرده و بر روی گوشی خود رمز قرار دهند تا در صورت مفقود شدن این وسایل، موجب سوءاستفاده دیگران نشود.
همچنین افراد هنگام خرید، خودشان کارت را کشیده و رمز را وارد کنند و از در اختیار قراردادن رمز به افراد غیر خودداری کنند و در انتها رسید مشتری را دریافت کرده و آن را بررسی کنند تا مبلغی بیشتر از حساب آنها کسر نشده باشد.
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 14:49
به گزارش جام جم آنلاین، اما خب، همه مردان اینطور نیستند و گروهی بعد از ازدواج باز هم همه چیزشان اعضای خانواده شان است و بدون اجازه آنها حتی آب هم نمیخورند، چه برسد به اینکه در مورد مسائل مهم زندگی مشترک با همسر خود مشورت و تصمیمگیری کنند.
چنین مردانی هنوز هم « پسر خوب خانواده» بوده و از نظر عقلی و عاطفی به آنها وابستهاند. هستند خانوادههایی که با این موضوع نخ نما گلاویزند، گاهی دندان روی جگر میگذارند، گاهی هم به دادگاه خانواده پناه میبرند.
لیلا از وابستگی بیش از حد شوهرش به خانوادهاش خسته شده و برای مشاوره به دادگاه خانواده آمده است. وقتی مقابل مشاور مینشیند، میگوید: نمیدانم چطور و از کجا شروع کنم.
دو سال است که ازدواج کردهام، اما روزی نبوده که به طلاق فکر نکنم. کاش میتوانستم از شوهرم جدا شوم، اما مشکلم این است که عاشق او هستم، چون مرد فوقالعاده خوب و مهربانی است.
با اینکه ایرادهای زیادی دارد. خندهدار است، در دانشگاه روانشناسی خواندهام، اما از پس مشکلات خودم برنمیآیم و برای همین به شما پناه آوردهام.
مشکل من وابستگی بیش از حد همسرم به خانواده و به خصوص مادرش است که در کوچکترین مسائل زندگیمان دخالت میکنند. قبل از ازدواج شوهرم گفت که نمیتواند مادرش را تنها بگذارد و باید
یکی – دو سال نزد او زندگی کنیم و دست و بالش که باز شد، خانه مستقل میگیریم. با اینکه دوست داشتم زندگی مستقلی داشته باشم، اما قبول کردم.
اما همه اینها حرف بود و حالا فهمیدم که اشتباه کردهام و حالا هربار که درباره این موضوع با شوهرم حرف میزنم، بشدت دعوایمان میشود.
شوهرم وابستگی عجیبی به خانوادهاش دارد و به همین دلیل آنها از کوچکترین اتفاقات زندگیمان باخبر هستند. او بخاطر هر چیز کوچکی – هر چند پیش پا افتاده - با خانوادهاش تماس میگیرد و با آنها مشورت میکند.
از خرید مانتو و روسری برای من بگیرید تا همین آب و غذایی که میخوریم. روزی دودفعه به آنها سر میزند و تمام خریدهای ریز و درشتشان را انجام میدهد.
به خاطر کارهایی که شوهرم برایشان انجام میدهد، بسیار پرتوقع شدهاند و روز به روز هم توقعشان بیشتر میشود.
میدانید چرا اینقدر دلم از دست شوهرم خون است؟ برای اینکه بخاطر آنها و بخصوص مادرش دست روی من بلند میکند و کتکم میزند، با این حال باز هم دوستش دارم.
به خاطر آنها و برای اینکه راضیشان نگه دارد، همه کاری برایشان انجام میدهد.
بخاطر این موضوع دعوای شدیدی با هم کردیم، اما چون دوستش داشتم و دلم نمیخواست از او جدا شوم، به او گفتم که حاضرم دوباره با تو زندگی کنم.
میدانید چه جوابی داد؟ گفت من این وسط هیچ کاره هستم و این خانواده و مادرم هستند که باید تصمیم بگیرند ما میتوانیم زندگی کنیم یا نه.
فقط من نیستم که این مشکل را دارم. دو جاری دیگر هم دارم که با همین مشکل روبهرو هستند.
آنها با این مشکل یک جوری کنار آمده و سرخورده شدهاند، اما من نمیتوانم. او به قدری به خانوادهاش وابسته است که یک روز به من گفت اگر میدانستم بعد از ازدواج با تو مادر و پدرم تنها خواهند ماند، هرگز ازدواج نمیکردم.
جالب اینکه آنها هیچ وقت تنها نیستند و همیشه خواهر و برادرهایش به آنها سرکشی میکنند. وقتی یاد حرفهایی که میزند میافتم، اشک و بغض گلویم را فشار میدهد.
شوهرم هر روز به مادر و خوهرانش زنگ میزند و با آنها احوالپرسی میکند، اما هیچ توجهی به من ندارد. حق ندارم حسودی کنم؟ رفتار شوهرم عین خاله زنکهاست.
وقتی دور هم جمع هستند، صحبتهایی که بینشان رد و بدل میشود، یک مشت حرفهای خاله زنکی و غیبت کردن از این و آن است.
همسرم چنان علاقهای به شنیدن این مزخرفات نشان میدهد که از تعجب شاخ درمیآورم. حالا من حرف بزنم، میگوید حوصله ندارم.
ولی اگر در مورد رنگ موی خواهرش یا سایز پیراهن شوهرخالهاش صحبت کنند، شوهرم با عشق و علاقه به این حرفها گوش میدهد.
یک بار سر همین مسائل با هم دعوایمان شد، مادر شوهرم نه گذاشت و نه برداشت و با عصبانیت گفت: تو نمیتوانی پسرم را از من و خواهرانش جدا کنی.
با اینکه دوستش دارم، اما مردی بسیار منفعل و بدون اعتماد به نفس است. همیشه خدا آنها را به خودش و من ترجیح داده و میدهد و میگوید ما بچهدار بشویم، بچهمان را بگذاریم پیش پدر و مادرم تا سرشان گرم او باشد.
برای خودش، من و بچهای که هنوز نداریم هیچ ارزشی قائل نیست. پدرو مادرش به راحتی عقایدشان را به او تحمیل میکنند، او هم چشم و گوش بسته قبول میکند.
اوایل ازدواجمان خیلی ابراز احساسات میکرد، اما حالا نه، من زن هستم و نیاز دارم که حرفهای محبت آمیز از همسرم بشنوم. وقتی میخواهم حرف بزنم، میگوید دوباره میخواهی غر بزنی؟ از این زندگی خسته شدهام.
احساس میکنم هیچ تکیهگاهی ندارم و خیلی تنها هستم. چند بار به دادگاه آمدم تا طلاق بگیرم، اما باز برگشتم و فقط چند روزی به حالت قهر به خانه پدرم رفتم.
همسرم قبول نمیکند خانه مستقلی بگیریم، میگوید نسبت به پدر و مادرش احساس مسئولیت میکند. نمیدانم شاید ریشه همه مشکلات من هستم.
شاید اگر لحن صحبتم و رفتارم خوب بود، شوهرم هم قانع میشد که رفتارش را تغییر دهد و کمی هم به من توجه کند.
قصر آرزوهایم نابود شده است. من همسری میخواستم که پشت و پناهم باشد، نه اینکه آب میخورد، همه خبر داشته باشند.
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 13:37
به گزارش جام جم آنلاین،گزارش این هفته نیز درست راجع به این موضوع و زنان عاشق پیشهای است که بی محابا گرفتار عشق جنایتکاران و مجرمان حرفهای شده و زندگی خود رابرای به دست آوردن قلب آنها به خطر انداختهاند.
جنایتکار پر طرفدار
چارلز منسن جنایتکار عجیبی است که بر خلاف دیگر همکارانش نه تنها مورد تنفر نیست بلکه الگوی بسیاری از جوانان است.
او از 25 سالگی به بعد به عقاید نژادپرستانه بسیار تندی روی آورد و پس از چندین ماه تلاش، باندی به نام «خانواده منسون» را تشکیل داد، اعضای خانواده او اولین اعضای این گروه بودند.
در سال 1971 منسون به جرم هدایت این گروه و دستور قتل حداقل 7 نفر به حبس ابد محکوم شد.
او هرگز کسی را به قتل نرساند، اما بین 7 تا 10 نفر به دستور او به قتل رسیدند. یکی از اصلی ترین دلایل محبوبیت عجیب او حتی پس از زندانی شدنش، عضویت در یک گروه موسیقی راک و تلاش برای ساختن یک گروه موسیقی در دوران جوانی بود.
تاثیر او در جامعه آمریکا به حدی زیاد است که خوانندههایی مانند مرلین منسون از نام او بهعنوان یک امضا استفاده کردهاند و تا به امروز 5 کتاب در مورد او نوشته شده است.
با این حال دختری 27 ساله به نام استار (ستاره) عاشق او شده و تصمیم گرفته است که با او زندگی کند!
او با این هدف، به وسیله نامه نگاری و ملاقاتهای حضوری و همچنین عکس گرفتن با منسون، رفته رفته به او نزدیک شد و به همه اعلام کرد که عاشق و دلباخته اوست.
منسون نیز طی مصاحبهای درباره نامزدش توضیح داد: «اون یه زن نیست. ستاره راه شیری است!»
استار میگوید: «راستش را بگویم، من و چارلی قصد داریم باهم ازدواج کنیم.»
اما با وجود این مقامات دولتی به این دو اجازه ازدواج ندادند چرا که معتقدند این ازدواج نیرنگی بیش نیست.
آنها بر این باورند که این دختر به دلیل محبوبیت منسون میخواهد همسر او شود تا بعد از مرگش جنازه او را تصاحب کند و بهوسیله آن یک جاذبه توریستی برای طرفداران منسون بسازد.
همسر جناب شبگرد
ریچارد رامیرِز یا همان شبگرد معروف، جنایتکار بیرحمی است که مدتها خواب را به چشم مردم لسآنجلس و سانفرانسیسکو زهر کرده بود. وی بین سالهای 1984 و 1985، با حملات وحشیانهاش به خانههای مردم، شبانه به شکنجه، تجاوز و قتل مردم بیگناه میپرداخت.
به گزارش پلیس وی در این حملات حداقل 14 انسان را پس از شکنجه و تجاوز به بدترین نحو به قتل رسانده بود.
اما با این همه، گویا دُرین لی یوی چیز دیگری در ریچارد دیده بود که چشم روی تمام این حقایق تلخ و وحشتناک بست و عاشق و دلبسته او شد.
ریچارد در سال 1985 پس از به زندان افتادن و تشکیل دادگاه، محاکمه و بر اساس حکم قاضی به حبس ابد محکوم شد. در آن روزها همه از این اتفاق خشنود و راضی بودند به جز درین.
او حتی در مصاحبهای درباره انتخاب شگفتانگیزش گفت: «ریچارد مهربان و شوخ طبع و جذاب است. حتی فکر میکنم که براستی انسان فوقالعادهای است.» وی در ادامه این مصاحبه اضافه کرد که بر بی گناه بودن ریچارد ایمان و یقین دارد که او مرتکب این جرایم وحشتناک نشده است.
علاقه عجیب او به این قاتل سریالی به حدی بود که حتی با وجود زندانی بودن شوهرش، قبول کرد که به عقد او دربیاید!
خیلی دور از ذهن نیست که وی با این انتخاب عجیب، بهطور کلی تنها شد. خانوادهاش او را برای انتخاب چنین همسری طرد کردند و دوستانش از او فاصله گرفتند. اما با این حال او تمام این مسائل را فدای عشقش، ریچارد کرد.
جالب اینجاست که زندان و فاصله، نهتنها در آن سالها از عشق درین کم نکرد بلکه او تا لحظه مرگ ریچارد هر هفته با عشق به ملاقات همسرش در زندان رفت تا اینکه در نهایت ریچارد در سال 2006 در زندان از دنیا رفت.
فرار با چمدان
حمل چمدانی بزرگ و چرخ دار توسط زنی مضطرب و نگران پس از ملاقات با همسرش در زندان چیزی است که نه تنها نگهبان زندان بلکه هر شخص دیگری را به خود مشکوک میکند و این شک عاملی شد تا نقشه ادوین پرز برای فرار از زندان در همان ابتدای کار نقش بر آب شود.
این مرد یکی از زندانیان زندان چتومال مکزیکوسیتی بود که به جرم استفاده غیرقانونی از اسلحه در زندان به سر میبرد .
وی در سال 2011 تصمیم گرفت تا با یک نقشه از پیش طراحی شده به کمک همسرش از زندان فرار کند.
نقشه ادوین به این صورت بود که هنگام ملاقات خصوصی با همسرش در زندان، درون چمدان همسرش پنهان شده و همراه او از زندان خارج شود غافل از اینکه استرس همسرش عملیات فرار او را بر باد خواهد داد.
یکی از محافظان زندان در این باره میگوید: «همسرادوین در لحظه ورودش به زندان خوشحال به نظر میرسید اما هنگام خروج بسیار مضطرب بود و به سختی چمدانش را بهدنبال خود میکشید، همین موضوع باعث شد تا توجه ام به چمدان جلب شود.
پس از کمی دقت فهمیدم که چمدان شکل اولیهاش را ندارد و علاوه بر حجیم شدن، از هر گوشهاش یک برآمدگی نمایان بود.
از این رو چمدان را مورد بازرسی قرار داده و متوجه فرار ادوین شدیم.» در پی این ماجرا دادگاه ادوین و همسرش را محکوم دانست و هر دو را به زندان فرستاد.
عشق یا گروگان گیری؟
راندولف فرانکلین قاتلی آمریکایی است که در سال 1986 به جرم قتل یک مربی کاراته به حبس ابد در زندان محکوم شد.

وی چند سالی را طبق روال در زندان سپری کرد تا اینکه ناگهان در سی ام آگوست 1994، درست در همان روزی که همسر بابی پارکر، معاون رئیس پلیس زندان ناپدید شد، از زندان گریخت.
از این اتفاق عجیب سالها گذشت و با وجود جستجو و تلاشهای پی در پی، پلیس موفق به یافتن هیچ یک از آنها نشد.
اما یازده سال بعد در سال 2005 زمانی که یک برنامه تلویزیونی مربوط به تبهکاران، از راندولف بهعنوان یک فراری نام برد یک ناشناس به پلیس اطلاع داد که او و محل زندگیاش را میشناسد.
اما پس از باز شدن پای پلیس به این ماجرا، حقیقت عجیبی برملا شد؛راندولف و همسر ناپدید شده معاون پلیس هر دو در این یازده سال در کنار هم در مزرعه پرورش مرغ در تگزاس زندگی میکردهاند.
گرچه در ابتدا همه از این اتفاق باورنکردنی شوکه شده بودند، اما بعدها طبق ادعای هر دونفر گفته شد که این دو هرگز با هم رابطهای نداشته و همسر معاون در تمام این سالها توسط راندولف گروگان گرفته شده و فقط به خاطر ترس از جانش در کنار او مانده است.
با این حال این ادعا مورد قبول پلیس قرار نگرفت و هیچکس باور نکرد که همسر معاون در این یازده سال هیچ فرصتی برای فرار نداشته است از این رو راندولف به حبس ابد و همسر معاون به جرم همدستی با او به 6 ماه حبس محکوم شد.
وکیل عاشق پیشه
در سال 1995 زنی به نام روزالی مارتیتز، یک وکیل مدافع، مادر چهار بچه و همسر یک وکیل نامی و برجسته مسبب رقم خوردن یکی از عجیبترین و باورنکردنیترین اتفاقات آن دوران شد.
این ماجرای عجیب زمانی شروع شد که روزالی در آن سال قاتلی به نام اسکار بولین، ملقب به بولین قصاب را که در حبس ابد به سر میبرد، برای اولینبار در زندان به عنوان وکیل مدافع ملاقات کرد.
اما زمانی که فهمید او در سلول انفرادی به تنهایی حبس خود را میگذراند بسیار متاثر و غمگین شد و همین موضوع باعث ایجاد محبت و علاقه در وجود روزالی شد.
رفته رفته این علاقه به حدی عمیق شد که روزالی ظرف یک سال از همسر خود جدا شد و حضانت کودکانش را به پدرشان سپرد. سپس از پشت میلههای زندان و از طریق تلفن زندان با بولین ازدواج کرد.

وقتی مشخص شد روزالی با یک زندانی رابطه عاشقانه دارد از کار برکنار شد. ولی با وجود این باز هم این موضوع نتوانست مانع او شود و با وجود اخراج ازکار و برکناری، وی همچنان به دفاع از بولین اصرار داشت و مرتب در دادگاه تکرار میکرد که او بی گناه است و همه این اتهامات دروغی بیش نیست.
دینا فراهانی
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 10:54
به گزارش جام جم آنلاین،رسیدگی به این پرونده از 11 تیر 91 و همزمان با قتل پیرمردی در خانهاش در دستور کار پلیس شهرری قرار گرفت.
تیم جنایی پس از حضور در محل جنایت با پیکر بیجان پیرمرد در حالی که دست و پا و دهانش بسته بود روبهرو شدند.
جسد داخل اتاق خواب پیدا شد و بررسیها نشان میداد که پیرمرد پس از درگیری با مهاجمان به قتل رسیده است.
ماموران در ادامه متوجه شدند زمانی که جنایت رخ داده، همسر مقتول نیز در خانه بوده، اما از آنجا که پیرزن کمشنوا و معلول است، متوجه سروصدا و ورود افراد غریبه به داخل خانه نشده و از ماجرای جنایت نیز باخبر نشده است.
در بررسیهای اولیه مشخص شد گاوصندوق خانه پیرمرد نیز دزدیده شده و انگیزه جنایت چیزی جز سرقت نبوده است.
از آنجا که پسر مقتول مدعی بود در خانه پدرش دوربین مداربسته کار گذاشته بودند، ماموران سراغ این دوربین رفتند و به این ترتیب فیلم لحظه جنایت بهدست آمد.
فیلم نشان میداد که دو مرد در حالی که چهرههایشان را با نقاب پوشانده بودند، بیخبر از وجود دوربین در خانه وارد آنجا شدند و مقتول را از خواب بیدار کردند. سپس با او درگیر شده و تلاش کردند که دست و پایش را ببندند.
در همین هنگام نیز زن جوانی وارد صحنه شد و به آنها کمک کرد که دست و پا و دهان پیرمرد را ببندند. پسر مقتول وقتی چهره زن جوان را دید، گفت: «این زن همان پرستاری است که برای مراقبت از پدر و مادرم استخدام کرده بودیم.»
ماموران که از نقش زن پرستار در این جنایت اطمینان یافته بودند، تحقیقات برای دستگیری او را شروع کردند.
این زن چند روز قبل از جنایت توسط یک دفتر خدماتی به خانه پیرمرد آمده و به عنوان پرستار مشغول به کار شده بود.
تیم تحقیق راهی این دفتر شده، اما آنها هیچ شماره و سرنخی از پرستار جوان نداشتند. این زن که ثریا نام داشت از سوی زن میانسالی به شرکت معرفی شده بود و مسئولان شرکت هیچ آدرسی از وی ثبت نکرده بودند.
ماموران در ادامه سراغ زن میانسال رفتند که پرستار جوان را به شرکت خدماتی معرفی کرده بود، اما باز هم ردی از وی بهدست نیامد.
تحقیقات برای شناسایی هویت دو متهم دیگر ادامه داشت تا اینکه کارآگاهان توانستند دو مرد افغان به نام جمعه و عبد را شناسایی کنند.
در حالی که جستوجو برای دستگیری آنها ادامه داشت، ماموران متوجه شدند هر سه متهم کشور را ترک کرده و به افغانستان گریختهاند.
به این ترتیب تلاش برای دستگیری آنها به پلیس بینالملل واگذار شد، اما با گذشت یک سال از جنایت، ردی از متهمان به دست نیامد.
در حالی که حدود یک سال از این ماجرا گذشته بود، کارآگاهان جنایی باخبر شدند که جمعه و عبد به خیال اینکه آبها از آسیاب افتاده است به ایران برگشته و در شهرستان کرج مشغول به کار هستند.
تیمهای عملیاتی پلیس راهی کرج شدند و محل کار متهمان را محاصره کردند. هر دو مرد افغان در عملیاتی غافلگیرانه بازداشت شدند و در همان بازجوییهای اولیه به جنایت اعتراف کردند.
این در حالی بود که همدست آنها یعنی ثریا، پس از فرار به افغانستان دیگر به ایران بازنگشته و همانجا مانده بود.
به همین دلیل تحقیقات پلیس بینالملل ایران برای یافتن مخفیگاه این زن و دستگیری او آغاز شد و با گذشت بیش از دو سال از جنایت در نهایت پلیس اینترپل موفق شد این زن را در افغانستان دستگیر کند.
ثریا در بازجوییها گفت: یک ماه قبل از جنایت با عبد دوست شدم. وقتی متوجه پول و طلا در گاوصندوق شدم موضوع را به عبد گفتم و او نقشه سرقت را طراحی کرد.
در ابتدا قرار نبود کسی کشته شود، اما با مقاومت پیرمرد مجبور به قتل او شدیم. با یک پراید گاوصندوق را به ساختمانی نیمهکاره برده و آنجا قفل را شکستیم.
داخل گاوصندوق حدود چهار میلیون تومان پول و مقداری طلا بود که آنها را سرقت کرده و به افغانستان گریختیم.
با تکمیل تحقیقات پرونده با صدور کیفرخواست برای محاکمه به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و متهمان هفته گذشته به ریاست قاضی محمدباقر قربانزاده پای میز محاکمه قرار گرفتند.
در ابتدای این جلسه اولیای دم مقتول برای قاتل درخواست قصاص کردند. سپس ثریا در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از خود گفت: یک ماه قبل از جنایت با عبد آشنا شدم و با هم در ارتباط بودیم.
وقتی برای کار به خانه پیرمرد رفتم، متوجه گاوصندوق شدم. موضوع را به عبد گفتم و او و دوستش مرتکب قتل شدند. وقتی میخواستند دست و پای مقتول را ببندند، او مقاومت کرد که من کمکشان کردم.
در ادامه عبد در جایگاه قرار گرفت و با قبول اتهام قتل و سرقت گفت: ثریا در این قتل هیچ نقشی نداشت.
من و جمعه قتل را انجام دادیم. در سالن با مقتول درگیر شدیم و او را به داخل اتاق بردیم. در آنجا دست و پای او را بستیم.
خیلی مقاومت میکرد. به همین خاطر دهانش را هم بستیم . وقتی ما از خانه خارج میشدیم او هنوز زنده بود.
رئیس دادگاه: اولیای دم اعلام کردند در گاوصندوق بیش از دو کیلو طلا بوده، طلاهای سرقتی را چه کردید؟
عبد: این موضوع صحت ندارد. فقط 250 گرم طلا بود که در افغانستان فروختم. سهم من صد هزار تومان شد.
جمعه هم وقتی در جایگاه قرار گرفت، در دفاع از خود گفت: من و عبد با هم دوست بودیم. یک روز سراغ من آمد و ماجرای سرقت گاوصندوق را مطرح کرد.
شب وقتی مقابل خانه رسیدیم، ثریا در را برای ما باز کرد. وارد خانه شدیم و فقط دست و دهان پیرمرد را بستیم. بعد هم دو نفری گاوصندوق را برداشتیم و محتویات آن را سرقت کرده و به افغانستان رفتیم.
پس از دفاعیات متهمان و وکلای آنها قضات دادگاه کیفری برای صدور حکم وارد شور شدند.
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 9:36
به گزارش جام جم آنلاین،زن جوان سراسیمه بود. تمام رویاهایش را بر باد رفته میدید. آرام و قرار نداشت.
وقتی رو به روی افسر اداره آگاهی نشست، پرونده را به او داد و قبل از اینکه مامور پلیس سوالی بپرسد گفت:
از چندی پیش متقاضی اقامت در کانادا بودم و برای همین موضوع به یکی از موسسههایی که اداعا میکرد میتواند به راحتی برایم اقامت بگیرد مراجعه کردم و شرایطم را توضیح دادم و آنها قبول کردند پیگیر کارهای اقامت من در خارج از کشور باشند.
پس از تحویل مدارک و پول خواسته شده به این فرد، او جواب تلفنها را نمیداد و بعد از مدتی هم یک رسید جعلی به من نشان داد و گفت کارهایم در حال پیگیری است. رفتارش مشکوک بود و من احتمال دادم کلاهبردار باشد.
پس از این شکایت با توجه به این که احتمال داشت افراد بیشتری در دام این کلاهبردار گرفتار شده باشند، پیگیری موضوع به صورت ویژه در دستور کار ماموران پلیس آگاهی قرار گرفت.
تحقیقات نشان داد این فرد به تهیه سوابق بیمه تأمین اجتماعی جعلی برای تسهیل خروج افراد و اقامت آنها در خارج از کشور اقدام میکرد.
مأموران اداره مبارزه با جعل و کلاهبرداری پلیس آگاهی، اقدامات اطلاعاتی و پلیسی خود را درباره شناسایی عامل کلاهبرداری از متقاضیان اقامت در خارج از کشور آغاز کردند.
پس از چند روز اقدامات اطلاعاتی مأموران و استعلام از سوابق متهم، مشخص شد او همراه فرد دیگری که خود را نخبه فرهنگی دارای مدرک «PHD» معرفی کرده، به بهانه مشاوره تحصیلی به صورت پنهانی دفتری در مهرشهر کرج راهاندازی کردهاند.
این دو کلاهبردار از متقاضیان اقامت در خارج از کشور با وعده درست کردن شرایط اقامت و پیدا کردن کار مناسب در کانادا، حدود 45 میلیون ریال وجه نقد دریافت کرده بودند.
در تحقیقات تکمیلی مأموران مشخص شد فردی که به عنوان شریک موسسه در این کلاهبرداریها همکاری داشته است.
چهار سال پیش از کشور خارج شده و اداره مؤسسه را به همدستش واگذار کرده و شرایط تائید مدرک متقاضیان را در خارج از کشور را خود برعهده گرفته است.
متهم اصلی پرونده نیز به بهانههای مختلف ازجمله تهیه سوابق کار، بیمه و ترجمه مدارک، مبالغ زیادی از هر کدام از متقاضیان دریافت کرده است.
سردار کامرانیصالح، فرمانده انتظامی استان البرز دراینباره خاطرنشان کرد: با پیگیریهای ماموران و تکمیل تحقیقات پرونده، متهمان شناسایی و در دو عملیات پلیسی جداگانه، متهم ردیف اول دستگیر و با راهنمایی وی همدستش نیز که بهتازگی به کشور بازگشته بود، بازداشت و هر دو به پلیس آگاهی منتقل شدند.
سردار کامرانیصالح بیان کرد: متهمان در بازجوییهای پلیسی به کلاهبرداری از 25 نفر از شهروندان متقاضی اقامت در کانادا اعتراف کردند.
امیرعلی حقیقتطلب
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 4:33
به گزارش جام جم آنلاین،ساعت 15 یکشنبه گذشته زنی جوان با فریاد دزد دزد اهالی خیابان صفا در شرق تهران را از سرقت کیفش توسط پسری جوان با خبر کرد. در ادامه یکی از عابران با پلیس تماس گرفت و ماجرای سرقت را اطلاع داد.
با اعلام موضوع به پلیس، تحقیقات از زن جوان آغاز شد. شاکی در مورد سرقت کیفش گفت:
ساعتی قبل بعد از گرفتن پول از بانک خارج شدم که یک موتورسیکلت با دو سرنشین به من نزدیک شد و کیف دستیام را که حاوی سه میلیون تومان پول نقد، پنج کارت بانکی، یک دستبند و انگشتر طلا و هفت دلار بود ، سرقت کردند و با خود بردند.
با شکایت زن جوان، ماموران با بررسی محل سرقت متوجه شدند در نزدیکی سرقت دوربین فروشگاهی فعال است. با بررسی دوربینهای مغازه تصویر پسر سارق و همدستش که زنی جوان بود به دست آمد.
با شناسایی دختر و پسر سارق آنها ساعتی بعد در مخفیگاهشان در حوالی پیروزی شناسایی و دستگیر شدند. با انتقال متهمان به دادسرای ویژه سرقت، تحقیقات از دو متهم آغاز شد.
مهیار متهم 28 ساله با قبول اتهام سرقت گفت: کارگر یک کارگاه نجاری هستم. از یک سال قبل با زنی 25 ساله به نام ساناز آشنا شدم و او را به عقد موقت خود در آوردم.
بعد از این که ساناز را عقد کردم متوجه شدم او اعتیاد دارد و شیشه مصرف میکند. او را ترک دادم اما هزینههای او زیاد بود و من نمیتوانستم این هزینهها را تامین کنم.
چند روز قبل همسرم پیشنهاد داد با کیفقاپی، پول به دست آوریم. با حرفهای همسرم فریب خوردم و هفت بار دست به سرقت زدیم.
در ادامه زن 25 ساله نیز به سرقت اعتراف کرد و گفت هزینه نگهداری از پدرم و مواد مخدر باعث شد با مهیار ازدواج کنم. بعد از ترک مواد باردیگر نیز اعتیاد پیدا کردم. به خاطر مواد مجبور شدم پیشنهاد سرقت بدهم.
با اعترافات زن و مرد جوان، آنها با دستور علی وسیلهایزدموسی بازپرس شعبه پنجم دادسرای امور جنایی بازداشت شدند و در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند.
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 4:33
به گزارش جام جم آنلاین ، 23 دی ماه امسال گزارش یک فقره سرقت گوشی تلفن همراه آیفون از یک مغازه موبایل فروشی در آدرس سعادت آباد – خیایان سرو غربی به کلانتری 134 شهرک قدس اعلام شد.
با حضور مأمورین کلانتری در محل و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد که فردی حدودا 40 ساله با مراجعه به مغازه فروشِ گوشی تلفن همراه و به بهانه خرید گوشی تلفن همراه، به شیوه بدل اندازی اقدام به سرقت یک دستگاه گوشی تلفن همراه به ارزش تقریبی 3 میلیون تومان کرده است.
پرونده در پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع سرقت به شیوه بدل اندازی و به دستور بازپرس شعبه چهاردهم دادسرای ناحیه 2 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
اظهارات مالباخته
صاحب مغازه فروش گوشی تلفن همراه پس از حضور در پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ به کارآگاهان گفت: 23 دی ماه امسال مردی حدودا 45-40 ساله به مغازه بنده مراجعه و درخواست خرید یک دستگاه گوشی تلفن همراه «آیفون 6» را نمود؛ پس از توافق بر سر قیمت گوشی، این شخص یک کاغذ کادو را از داخل کیف خود کرد خارج و به بهانه اینکه قصد دارد تا گوشی خریداری شده را به همسرش هدیه کند، از من خواهش نمود تا گوشی (جعبه گوشی) را برایش کادو نمایم؛ پس از کادو پیچ نمودن جعبه حاوی گوشی تلفن همراه آیفون 6، این شخص عابربانکش را به من داد و همزمان جعبه کادوی حاوی گوشی را از من گرفت و در داخل کیفش گذاشت؛ چندین نوبت اقدام به کشیدن کارت عابر بانک در دستگاه Pozz داخل مغازه کردم اما پولی داخل حساب وجود نداشت؛ در ادامه این شخص ضمن عذرخواهی از من و بازگرداندن جعبه ای کادوپیچ شده از من خواهش کرد تا برای دقایقی جعبه گوشی تلفن همراه خریداری شده را نزد خود نگه داشته تا او نسبت به تهیه پول اقدام نماید و به این بهانه از مغازه خارج شد.
صاحب مغازه موبایل فروشی در ادامه اظهاراتش به کارآگاهان گفت: پس از گذشت نزدیک به یک ساعت زمانیکه این شخص جهت گرفتن گوشی به مغازه مراجعه نکرد، به تصور اینکه ایشان از خرید گوشی منصرف شده اقدام به باز کردن جعبه کادویی کردم که تصور می کردم در داخل آن گوشی تلفن همراه آیفون 6 قرار دارد اما در کمال تعجب متوجه شدم که این شخص به شیوه ای ماهرانه اقدام به دادن یک جعبه خالی، دقیقا به اندازه ابعاد جعبه گوشی تلفن همراه آیفون 6 به من نموده؛ آنزمان بود که متوجه سرقت تلفن همراه خود شدم.
شناسایی و دستگیری متهم
با توجه به شیوه و شگرد سرقت، کارآگاهان به بررسی تصاویر بدست آمده از دوربین های مداربسته پیش بینی شده در داخل مغازه مالباخته پرداخته و با بهره گیری از تصاویر بدست آمده از دوربین ها و انجام چهره نگاری، موفق به شناسایی یکی مجرمین سابقه دار بنام «حمید . ط» (متولد 1352) شدند که پیش از این بارها به اتهام تخریب، محکومیت مالی و آدم ربایی دستگیر و روانه زندان شده است.

با شناسایی دقیق تصویر متهم از سوی مالباخته، کارآگاهان در اقدامات پلیسی خود موفق به شناسایی مخفیگاه حمید در منطقه تهران نو – خیابان شهید غفاری شدند؛ سرانجام متهم سوار بر یک دستگاه خودرو پراید نوک مدادی دستگیر شد.
در بازرسی از خودرو متهم، کارآگاهان موفق به کشف یک جعبه حاوی بسته های کادو پیچ شده ای شدند که همگی آنها دقیقا هم اندازه جعبه های گوشی های تلفن همراه بویژه مدل آیفون 6 انتخاب و با کاغذهای هم شکل، بسته بندی (کادو) شده بودند.

سرهنگ کارآگاه سعدالله گزافی، رئیس پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر، افزود: تحقیقات در خصوص این پرونده در مراحل اولیه قرار دارد لذا از کلیه شکات و مالباختگانی بویژه فروشندگان گوشی های تلفن همراه که بدین شیوه و شگرد مورد سرقت قرار گرفتند دعوت می شود تا جهت شناسایی متهم و پیگیری شکایات خود به نشانی پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ در جنت آباد شمالی – خیابان شاهین شمالی مراجعه نمایند.
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 22:40
به گزارش جام جم آنلاین، البته بسیاری از برنامهنویسان رایانهها اصرار دارند که کلمه «هکر» به افرادی تلقی شود که از علم خود در راه سودمند استفاده میکنند و برای شبکههای مختلف رایانهای مفید هستند.
آن دسته از افرادی را که دست به خرابکاری و رمز گشاییهای نابجا میزنند باید «کراکر» خواند که با هکرها بسیاری متفاوتند.
مردم عادی تفادت بین هکرها و کراکرها را نمیدانند و به همین علت هکرها همیشه اسامی هستند که چهره منفی دارند و به اختلال دست میزنند.
سهلانگاری قربانیان در رعایت نکات ایمنی، باعث میشود خودشان راه را برای نفوذ هکرها باز کنند.
هکر چگونه میتواند یک سیستم را هک کند؟
هکرها با بهرهبرداری از نقاط ضعف سیستم مورد نظر، شبکه یا هر هدف دیگری مثل برنامههای کامپیوتری و تنظیمات ضعیف، سرور شبکه، نرمافزارهای بهروزرسانی نشده یا قدیمی، رمزهای عبور قدیمی یا پیشفرض و سیستمهای امنیتی خاموش دست به هک میزنند.
انواع هکر
1ـ کلاه سفیدها: این هکرها سعی میکنند در نقش مدیر سیستمهای کامپیوتری Administrators و متخصصان امنیتی به وسیله فناوریهای پیشرفته، حوادث و اتفاقات جدید، گزارش مشکلات و حفرههای امنیتی و از این دست بر سایتهای گوناگون نظارت داشته باشند.
این گروه نقش مثبت و موثری دارند و به سیستمها نفوذ میکنند، اما آسیبی به آن وارد نمیکنند.
2ـ کلاه سیاه: این هکرها به سایر سیستمها حمله میکنند. این افراد برای سود شخصی یا نیتهای غیراخلاقی دست به نفوذ به سیستمها میزنند و کارهای مخرب میکنند و سایتها را تخریب کرده یا اطلاعاتی را میدزدند و بنابر قوانین جرایم رایانهای مجرم شناخته میشوند.
3ـ کلاه خاکستری: این هکرها مخلوطی از هکرهای سفید و سیاه هستند که به سیستمها نفوذ کرده، ضعف امنیتی آنها را بررسی کرده ولی آسیبی وارد نمیکنند.
4ـ کلاه صورتی: این هکرها قدرتی برای برنامهنویسی ندارند و با برنامه هکرهای دیگر اقدام به هک میکنند.
5ـ کلاه آبی: وظیفه این هکرها شناسایی نقاط نفوذ است و راههای آسیب رساندن به سایتها را شناسایی کرده و به مدیران آنجا میگویند.
6ـ کراکر: کراکرها به شبکهها نفوذ و سعی میکنند از آنچه در پروسه هک کشف میکنند، بهرهبرداری کنند. کراکرها جزو خطرناکترین هکرها محسوب میشوند.
7ـ حملات مجازی: هکرها با اجرای این حملات نقاط حساس و کاربردی کشور هدف مثل نیروگاههای برق، رادارها، کامپیوترهای ارتش و سایتهای بازرگانی را از کار میاندازند.
رمز پیروزی در مقابل هکرها
اولین قدم، برای مقابله با هکرها، شناخت وضعیت شبکه و نقاط آسیب پذیر و نفوذ آن و همچنین شیوههایی است که هکرها در پروسه هک به کار میبندند.
کارشناسان استراتژیک میتوانند مسیر امنیت شبکه و کلید فرار از دست هکرها را نشان دهند.
سرهنگ سعید شعبان، رئیس پلیس فتای خوزستان در این باره میگوید: «استفاده از شبکههای اجتماعی این روزها بسیار فراگیر شده و این مسأله که روز به روز افراد زیادی از آن استفاده میکنند،
باعث شده هکرها هم به فکر استفاده از حفرههای امنیتی این شبکهها برای سوءاستفاده از کاربران آن بیفتند.
هکرها برای نفوذ به رایانه و سرقت اطلاعات کاربران وبسایتها از هر روشی استفاده میکنند، به عنوان مثال جعل وب سایتها، استفاده از فایلهای فلش مخرب در وبسایتها، کوکیهای فلش، لینکهای کوتاه شده که توسط هکرها ایجاد میشود تا کاربران به مکانهای نامشخص هدایت کنند
یا بدافزارهایی که توسط هکرها در نرمافزارها، فیلمها، موزیکها و عکسها مخفی میکنند و رایانه را آلوده میکنند.»
وی در ادامه به منظور جلوگیری از بروز چنین اتفاقاتی توصیههایی را به شهروندان ارائه کرد: به ایمیلها مشکوک باشید، بسیاری از حملات سایبری بهوسیله ایمیلهای ساده اما مخرب شکل میگیرند.
ایمیل یک ابزار مفید برای ارتباط است زیرا بهوسیله آن میتوان هر چیزی را به هر کسی ارسال کرد؛ اما این مزیت میتواند خطرساز نیز باشد و ریسک امنیتی بالایی را موجب شود.
بهترین راه برای جلوگیری از فریب خوردن توسط ایمیلهای ساختگی آن است که بررسی کنید آیا فرستنده همانی است که شما فکر میکنید یا خیر، ابتدا آدرس ایمیل وی را چک کرده و با اطلاعات قبلی خود چک کنید تا از صحت آن مطمئن شوید.
برای محکم کاری بیشتر میتوانید آدرس IP ارسال کننده را نیز بررسی کنید. به این منظور با کلیک روی گزینه Show Original در جیمیل، میتوانید اطلاعات پایهای ایمیل از جمله آدرس IP فرد ارسال کننده را مشاهده کرده و با سرچ کردن این آدرس IP،سرچشمه ایمیل ارسال شده و اطلاعاتی راجع به مکان ارسال آن را به دست آورید.
وی ادامه داد: وقتی بزرگترین کمپانیها هک میشوند، امکان اینکه رایانه شخصی شما هک شود خیلی محتمل و آسان به نظر میرسد، در احراز هویت دو مرحله ای از کاربر خواسته میشود ابتدا رمز عبور را وارد کرده و سپس عمل دیگری را برای احراز هویتش انجام دهد.
پس از همین الان سیستم احراز هویت دومرحلهای را در ایمیل و سایر حسابهای کاربری خود که این امکان را دارند، فعال کنید.
یک رمز عبور قوی، شامل اعداد بزرگ و کوچک انگلیسی، اعداد، نمادها و نقطه گذاریهای متعدد است.
هیچگاه رمز عبوری انتخاب نکنید که به اطلاعات شخصی شما چون نام، نام خانوادگی، تاریخ تولید یا نام همسر و فرزندان تان ربط داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: آیا به این فکر میکنید که وقتی در یک کافه نشستهاید و به وایفای آن محل متصل هستید، با حساب بانکداری الکترونیک خود یک بلیت هواپیما بخرید؟ در این صورت باید نسبت به این تلقی خود تجدید نظر کنید چون به امنیت این ارتباط اعتمادی نیست.
موضوع مشابهی در مورد رستورانها، هتلها و مراکز علمی نیز وجود دارد و ترافیکهای وایفای در بزرگترین و مجهزترین هتلهای جهان نیز در معرض حمله هکرها قرار میگیرند.
از آنجا که راهی برای آگاهی از این حملات وجود ندارد، بهتر است از قوه عاقله و احتیاط خود استفاده کرده و در مورد استفاده از اینگونه شبکههای بیسیم اینترنتی مراقبت جدی کنید .
برای مثال، چک کردن ایمیل یا خریدهای اینترنتی خود را به زمانی دیگر که از شبکه امن خانگی استفاده میکنید، موکول کنید.
مشهورترین هکرهای جهان
هکر بیخانمان : آدرین لامو 34 ساله به خاطر نفوذ به شبکههایی مانند مایکروسافت، یاهو، گوگل و نیویورکتایمز معروف شد.

این هکر اغلب از کافیشاپ و کتابخانهها حملاتش را انجام میدهد و بر همین اساس نیز با لقب «بیخانمان» شناخته میشود.
او در سال 2002 توانست به شبکه تایمز نفوذ و به اطلاعات تمام افرادی که برای این نشریه مطلب مینویسند، دسترسی پیدا کند.
او بعد از دستگیری به حبس خانگی محکوم شد، اما وقتی نامزدش را با اسلحه تهدید کرد به بیمارستان بیماران روانی انتقال یافت.
انعطافپذیر : جینسون سال 2004 با استفاده از کرمی به نام «rxbot» کنترل 500هزار کامپیوتر را در دست گرفت و از قدرت ترکیبی آنها برای از دسترس خارج کردن سایتهایی بزرگ استفاده کرد.

جالب اینکه او بعدها برای این سرویس شروع به تبلیغات کرد و خدمات خود برای حمله به سایتها را در اختیار عموم قرار داد.
او پس از دستگیری مجبور شد 58 هزار دلار درآمد خود از راه هک را به FBI تحویل دهد و با جریمهای 16 هزار دلاری نیز مواجه شد. جینسون در اثر این اتفاق BMW خود را از دست داد و در نهایت 60 ماه از زندگی خود را در زندان سپری کرد.
درآمد 20 میلیون دلاری : سال 2008 اوئن واکر به اتهام شش جرم سایبری، در دادگاه محکوم شناخته شد.

شبکهای از هکرهای بینالمللی به هدایت این جوان موفق شدند به 3.1 میلیون کامپیوتر در سطح جهان نفوذ پیدا کنند و با دستکاری حسابهای بانکی، درآمدی 20 میلیون دلاری را برای خود رقم بزنند.
اوئن از 13 سالگی به مدرسه نرفت و پدر و مادرش تصمیم گرفتند در خانه به آموزش او بپردازند. همین موضوع به او این فرصت را داد تا به یادگیری برنامه نویسی بپردازد و با الگوهای رمزنگاری آشنا شود. بر پایه همین اطلاعات، اوئن توانست در 17 سالگی به یک هکر ماهر بدل شود.
برنده پورشه : کوین در اوایل دهه 90 میلادی به خاطر هک کردن خطوط تلفن به شهرت رسید. او در این زمان توانست به خطوط تلفن یک برنامه رادیویی نفوذ پیدا کند و ترتیبی دهد تا نامش به عنوان برنده قرعهکشی یک خودروی پورشه اعلام شود.

بعدها FBI متوجه این ماجرا شد و او را دستگیر کرد. او پنج سال را در زندان گذراند و پس از آن به مدت سه سال اجازه نداشت از کامپیوتر و اینترنت استفاده کند. کوین در حال حاضر یکی از نویسندگان سایت Wired به شمار میرود.
غزاله مالکی
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 22:40
به گزارش جام جم آنلاین ، دادستان شهرستان بابل با اشاره به خبر صدور حکم برای شرور معروف به شاه مازندران، گفت: پرونده «م – ط» شروری که به جرم ضرب و شتم و اوباشگری دستگیر شده بود ،هنوز در مرحله تحقیقات قرار دارد.
علی مرادی با بیان اینکه هیچ حکمی برای این شرور سابقهدار صادر نشده است، افزود: خبرها و تصاویری که از میزان یا نحوه اجرای حکم برای این شرور در فضای مجازی منتشر شده غیر واقعی است.
گفتنی است خبرهایی چند روز گذشته در فضای مجازی منتشر شده بود که شرور بابلی به حبس ابد و تبعید به یکی از زندانهای غرب کشور محکوم شده است.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 18:18
به گزارش جام جم آنلاین ، عصر روز پنجم آبان 1394 از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 وقوع یک فقره درگیری منجر به جنایت به کلانتری 126 تهرانپارس اعلام شد.
با حضور مأمورین کلانتری در محل اعلام شده واقع در یک ساختمان نیمه ساز و انجام بررسی اولیه مشخص شد که جوانی افاغنه بنام «جعفر . م» (18 ساله) که در این ساختمان به عنوان کارگر ساختمانی مشغول بکار بوده ، مورد اصابت جسم تیز (چاقو) از ناحیه قفسه سینه قرار گرفته و به علت اصابت ضربه به ناحیه حساس فوت نموده است.
پرونده در اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمد» و به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران (ناحیه 27 تهران)، پرونده جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
تحقیقات میدانی
با حضور کارآگاهان اداره دهم در محل جنایت و انجام بررسی ها مشخص شد که در محل جنایت تعدادی کارگر تبعه افغانستان مشغول بکار بوده و مقتول و قاتلِ متواری شده از محل جنایت بنام عیسی . ش (22 ساله) نیز از کارگران ساختمانی هستند.
برابر اظهارات شاهدان صحنه جنایت (کارگران افاغنه ساختمان)، مقتول پیش از وقوع درگیری منجر به جنایت در حال آب دادن دیوارهای سیمانی ساختمان بوده که به شوخی مقداری آب را بر روی سایر کارگران از جمله عیسی که در طبقه پایین مشغول بکار بودند، پاشیده و همین موضوع باعث اعتراض «عیسی» و در ادامه درگیری لفظی مابین آندو با یکدیگر می شود؛ در ادامه، «عیسی» از طبقه پائین به طبقه بالا مراجعه و با چاقو یک ضربه به قفسه سینه «جعفر» زده و سریعا از محل متواری می گردد.
دستگیری متهم
با توجه به متواری شدن بلامکان بودن متهم، اقدامات پلیسی جهت دستگیری وی در دستور کار کارآگاهان اداره دهم قرار گرفت؛ در ادامه و با انجام اقدامات پلیسی، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ اطلاع پیدا کردند که متهم پس از متواری شدن از تهران ، به استان سیستان و بلوچستان – شهر زابل متواری شده و در یک مغازه سوپرمارکتی به عنوان کارگر مشغول بکار شده است.

با شناسایی مخفیگاه متهم در شهر زابل، هماهنگی های لازم قضایی انجام و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی با اخذ نیابت قضایی به شهر زابل اعزام و روز چهارشنبه 28 بهمن امسال موفق به دستگیری متهم شدند؛ متهم در همان تحقیقات اولیه صراحتا اظهارات شاهدان صحنه جنایت را تأیید و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر، افزود: متهم با قرار بازداشت موقت، جهت انجام تحقیقات و تکمیل پرونده در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 18:18
به گزارش جام جم آنلاین ، 22 بهمن 1394 از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 دستگیری یک سارق خانم در خط BRT آزادی – خاوران به کلانتری 115 رازی اعلام شد.
با حضور مأمورین کلانتری در ایستگاه هلال احمر (واقع در نبش خیابان قدمی)، یک مادر و دختر به مأمورین اعلام کردند که خانم جوانی اقدام به سرقت گوشی تلفن همراه و وجوه نقد داخل کیف آنها را نموده که در حین سرقت متوجه سرقت شده و با کمک مردم اقدام به دستگیری زن سارق کردند.
پرونده در پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران بزرگ
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «جیب بری» و به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه 11 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت
اظهارات شاکی پرونده
خانمی که متهم اقدام به سرقت دو عدد گوشی تلفن همراه و پول های داخل کیف دستی اش کرده بود، بهمراه دخترش در پایگاه هشتم پلیس آگاهی حاضر و به کارآگاهان گفت: همراه دخترم در داخل اتوبوس ایستاده بودم که ناگهان دخترم متوجه شد که خانمی (متهم) دستش را داخل کیف من کرده است که بلافاصله موضوع را به من اطلاع داد؛ این خانم بلافاصله در ایستگاه هلال احمر از اتوبوس به بیرون پرید و قصد داشت تا با سوار شدن به یک دستگاه خودرو عبوری از محل متواری شود که توسط مردم دستگیر شد.
شناسایی مجرم سابقه دار
با آغاز تحقیقات از متهم پرونده بنام «زینب . س» (متولد 1362)، وی به عنوان یکی از مجرمین سابقه دار و حرفه ای در زمینه جیب بری که از سال 1380 تاکنون بارها به اتهام جیب بری دستگیر و روانه زندان شده، شناسایی شد.

متهم که با توجه به دستگیری در زمان سرقت چاره ای جز اعتراف نداشت، صراحتا به دهها فقره جیب بری در طول شش ما گذشته و سرقت از داخل کیف دستی مسافران خانم در خط بی آر تی مسیر آزادی – خاوران و بالعکس اعتراف و عنوان داشت:«هر روز از کرج به تهران – میدان آزادی می آمدم؛ در طول روز به عنوان مسافر در اتوبوس های خط خاوران – آزادی تردد می کردم؛ نهایتا پس از انجام چندین فقره سرقت، مجددا به کرج رفته و...».

سرهنگ کارآگاه حمدالله علیزاده، رئیس پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر، افزود: با توجه به شناسایی متهم به عنوان یکی از مجرمین سابقه دار در زمینه جیب بری و اعتراف صریح وی به دهها فقره جیب بری در طول شش ماه گذشته و به جهت شناسایی سایر جرایم ارتکابی متهم و همچنین شکات و مالباختگان، دستور انتشار بدون پوشش تصویر متهم از سوی مقام محترم قضایی صادر شده است لذا از کلیه شکات و مالباختگانی که موفق به شناسایی تصویر متهم شدند دعوت می شود تا جهت پیگیری شکایات خود به پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران بزرگ در میدان حـر – خیابان 12 فروردین مراجعه نمایند.
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 18:18
به گزارش جام جم آنلاین ، آرون راجاسینگِ 34 ساله ساکن منطقه «شنای» در جنوب هند از بدو تولد دچار نوعی اختلال ژنتیکی است که باعث رشد غیرطبیعی اعضای بدنش میشود.
در حال حاضر وزن یکی از پاهایش به 100 کیلوگرم رسیده و تقریباً اندازه وزن یک بچه فیل است بهگونهای که اصلاً نمیتواند حرکت کند. پزشکان هندی نیز از رشد سریع و شرایط غیرعادی پایش سردرگم شدهاند.
پزشکان معتقد بودند که آقای راجاسینگ حداکثر یک هفته پس از تولدش زنده میماند اما او با رسیدن به نیمه دوم از دهه سوم زندگیاش ثابت کرد که متخصصان اشتباه میکردهاند البته باوجود انجام مرتب فیزیوتراپی و مصرف دارو برای کاهش درد پاهایش، هنوز درمانی برای آن پیدا نشده است.
آقای راجاسینگ میگوید: پزشکان روی بیماری من تحقیق میکنند اما هنوز درمانی برای آن پیدا نکردهاند. گاهی احساساتی و دلسرد میشوم اما اصلاً امیدم را از دست ندادهام.
او برای جابجا شدن از صندلی چرخدار کمک میگیرد و حتی برای انجام کارهای معمول روزمرهاش مثل لباس پوشیدن و دستشویی رفتن به کمک احتیاج دارد. آرون باوجود ناتوانی جسمی و مرگ زودهنگام مادرش در یک دانشکده مهندسی که در فاصله 804 کیلومتری از محل زندگیاش قرار داشت، ثبتنام کرد. پس از فارغالتحصیلی نیز چندین جا مشغول به کار شد اما با توجه به شرایطش نتوانست هیچکدام از آنها را ادامه دهد.
او استیو جابز را الگوی خود قرار داده است و تصمیم دارد برای خودش یک شرکت نرمافزار راهاندازی کند.
-
-
-
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 16:31
پنج شنبه 29 بهمن 1394 ساعت 12:55
موتورسوار فرزند خردسالش را جلوی خود نشانده اما موقع حرکت کودک به زمین سرنگون می شود. مرد موتورسوار که دستپاچه شده چند متر جلوتر کنترل موتور را از دست داده و خودش هم نقش بر زمین می شود. مردم به کمک آنها می آیند. خوشبختانه این حادثه به خیر و خوشی خاتمه می یابد. فیلم را ببینیم.
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 16:31
به گزارش جام جم آنلاین،با تحقیق از شاکی پرونده متوجه شدیم او هنگام فرار سارقان شماره پلاک خودروی مورد نظر را به خاطر سپرده است.
همین سرنخ کافی بود که پلیس به راننده خودرو دست پیدا کند. او به پلیس آگاهی فراخوانده شد.
ماموران با تحقیق از وی متوجه شدند وی از چند روز قبل خودرویش را به یکی از دوستانش امانت داده بود و گمان نمیکرد وی به این کیفقاپی دست زده باشد.
با اطلاعاتی که این مرد در اختیار پلیس قرار داد، دوست او تحت تعقیب پلیس قرار گرفت تا اینکه ماموران پس از چند روز ردپای او را در خانهای در اطراف شهرستان هشتگرد یافتند.
ماموران پس از محاصره خانه و ورود به آنجا وی و سه نفر دیگر را شناسایی و دستگیر کردند. آنها به پلیس آگاهی منتقل و با مالباخته روبهرو شدند که او سه نفر از آنها را به عنوان سارق کیفش معرفی کرد و اما گفت چهارمین متهم را نمیشناسد.
به دلیل اینکه شاکی چهارمین متهم را به نام حمید شناسایی نکرده بود و سه سارق هم مدعی بودند او روز دستگیری مهمانشان بوده، بازپرس پرونده با توجه به این که دلیلی علیه او وجود نداشت خواست تا مرد جوان را آزاد کنیم.
زمانی که او را به پلیس آگاهی منتقل کردیم و میخواستیم وسایلی که او در بازداشتگاه داشت را صورتجلسه کرده و به وی تحویل دهیم، ناگهان متوجه پیامکی شدیم که به گوشی تلفن همراه او ارسال شد.
زمانی که این پیامک را بررسی کردیم، متوجه شدیم پیامک از طرف یکی از اعضای خانوادهاش برای او ارسال شده و عاجزانه از وی خواسته بود به خاطر مادرش هم که شده خود را به پلیس معرفی کرده و اعتراف کند.
همین سرنخ کافی بود که به او ظنین شویم. احتمال میدادیم او باید رازی را در قلبش پنهان کرده باشد. موضوع را به بازپرس پرونده اطلاع دادیم و پس از هماهنگی با وی به تحقیق از متهم بازداشت شده ادامه دادیم.
مرد جوان اظهارات ضد و نقیضی را بیان کرده و مدعی بود که پیامک اشتباهی به وی ارسال شده و ماجرایی را پنهان نمیکند.
با توجه به این که تلفن همراه ارسالکننده پیامک خاموش بود، دسترسی به وی نیز امکانپذیر نبود و آدرسی هم از او به دست نیامد.
بنابراین به تحقیقات از این متهم ادامه دادیم تا اینکه او راهی جز بیان حقیقت نداشت سکوت چند روزه خود را شکست و به قتل دو نفر در شهرستان کوهدشت اعتراف کرد.
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 16:31
به گزارش جام جم آنلاین،زن جوان وقتی در مقابل قاضی عموزادی، رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده قرار میگیرد، در مورد علت درخواست طلاق میگوید: آقای قاضی از دست شوهرم خسته شدهام. رفتارهایش مرا آزار میدهد و باعث میشود زندگی برایم سختتر شود.
شوهرم برای من وقت نمیگذارد و آنقدر که به مسائل دیگر اهمیت میدهد، من و زندگیمان برایش مهم نیست.
او همیشه برای دیگران وقت دارد، هیچوقت به همکاران، دوستان و آشناهایش نه نمیگوید و در هر شرایطی باشد باز هم وقت خود را به آنها اختصاص میدهد و اگر کاری داشته باشند برایشان انجام میدهد.
ولی کافی است من از او بخواهم برایم وقت بگذارد جایی برویم یا کاری برایم انجام دهد. آنوقت است که هزار بهانه میآورد که خسته است، کار دارد، سرش شلوغ است و خلاصه هرچیزی میگوید تا من از خواستهام پشیمان شوم.
اوایل او را درک میکردم و اهمیتی به این موضوع نمیدادم، اما کمکم این مساله مدام تکرار میشد تا جایی که من حتی به افسردگی مبتلا شدم. برای همین میخواهم از او جدا شوم.
در این لحظه مرد جوان نیز به قاضی میگوید: آقای قاضی من سرم شلوغ است و وقت ندارم با همسرم هر شب و هر روز به گردش و تفریح بروم.
ولی این زن به جای درک کردن من مرتب غر میزند و زندگی را برای هردویمان جهنم کرده است.
او توقع دارد من کار و زندگیام را رها کنم و با او به گردش بروم در صورتی که من وقت این چیزها را ندارم. برای همین من هم دیگر نمیتوانم در کنار این زن زندگی کنم.
در پایان نیز قاضی، رسیدگی به این پرونده را به جلسه آینده موکول میکند.
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 14:17
به گزارش جامجم ، شامگاه بیست و سوم بهمن امسال مرد 23 سالهای به نام جعفر رضازاده که ساکن شهرستان ماهنشان استان زنجان بود، با موتورسیکلتش خانه را ترک کرد. او نمیدانست که بیاحتیاطی یک راننده حادثهای تلخ را برایش رقم خواهد زد. در میانه راه با خودرویی روبهرو شد که خلاف جهت خیابان حرکت میکرد. سعی کرد خود را از مسیر او خارج کند اما راننده پژو مجالی به جعفر نداد و با او تصادف کرد. راننده پژو به جای کمک به مرد موتورسوار، پایش را روی پدال گاز فشار داد و از محل گریخت. تعدادی از عابران که شاهد این تصادف بودند، به کمک مرد موتورسوار شتافته و با پلیس و اورژانس تماس گرفتند. دقایقی بعد با حضور ماموران انتظامی و امدادگران اورژانس، مرد مصدوم به بیمارستان آیتالله موسوی زنجان منتقل شد اما تلاش پزشکان موثر واقع نشد و جعفر به کما رفت.
شادی 4 خانواده
پزشکان ماجرای مرگ مغزی جعفر را به والدین وی و همسرش اطلاع دادند و گفتند دیگر امیدی به بازگشت وی به زندگی نیست و بهتر است اعضای بدن او را اهدا کنند. با اعلام رضایت خانواده جعفر، پیکر او پس از آخرین وداع با خانوادهاش روز بیست و ششم بهمن به بیمارستان سینای تهران منتقل و دو کلیه، کبد و دریچه قلب او به چهار بیمار پیوند زده شد و او شادی را در آستانه سال نو به چهار خانواده هدیه کرد. روز بعد جسد وی تحویل خانوادهاش شد و با انتقال به شهرستان ماهنشان در گورستان این شهر دفن شد. هرچند جعفرنقاب در خاک سرد کشید اما نام او با اهدای اعضای بدنش همیشه جاودانه شد.
دستگیری راننده فراری
همزمان با تشکیل پرونده قضایی در باره این تصادف، راننده فراری نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و روز دوشنبه دستگیر شد. وی پس از انتقال به پلیس آگاهی مدعی شد چون گواهینامه رانندگی نداشته و سرعتش بالا بوده، پس از تصادف با مرد موتورسوار از محل فرار کرده و گمان نمیکرده تصادف منجر به مرگ پدر خانوادهای شود.
عهدی که شوهر به آن وفا کرد
سوسن افشار، همسر جعفر به جامجم میگوید: من و همسرم جعفر شش سال پیش زندگی مشترکمان را شروع کردیم. ثمره زندگیمان یک دختر 3 ساله به نام مریم و دختر ده روزهای به نام معصومه است. چند روز بعد از زایمانم همراه بچهها به خانه پدریام در شهرستان بیجار رفتیم. قرار بود بعد از چند روز شوهرم سراغمان بیاید اما از او خبری نشد. نگران جعفر شده بودم با گوشی تلفن همراهش تماس گرفتم که خانوادهاش گفتند او تصادف کرده و پاهایش شکسته و در بیمارستان بستری است. دلشوره عجیبی داشتم. از والدینم خواستم هر طور شده مرا به بیمارستان و نزد شوهرم ببرند که قبول کردند و به بیمارستان رفتیم.
وی اضافه کرد: شوهرم آرام روی تخت خوابیده بود و با کمک دستگاههایی که به او وصل بود، نفس میکشید. پزشکان و پرستاران درباره وضع شوهرم اطلاعات درستی نمیدادند و فقط میگفتند به خدا توکل کنید. با نگرانی به اتاق و تخت شوهرم چشم دوخته بودم. احساسی به من میگفت این آخرین دیدارمان است. چند روز که گذشت، پزشکان گفتند دیگر امیدی نیست و جعفر مرگ مغزی شده و بهتر است رضایت دهیم اعضای بدن او اهدا شود. پدرشوهرم راضی بود و نظر همسرش و مرا هم جویا شد که ما نیز رضایت دادیم تا اعضای بدن شوهرم به چهار بیمار پیوند زده شود. من و شوهرم با هم عهد بسته بودیم اگر یکی از ما دچار مرگ مغزی شد، نفر دیگر رضایت دهد تا اعضای بدن او به بیماران اهدا شود. هرچند شوهرم کنار من و دو دختر کوچکمان نیست و ما را برای همیشه ترک کرداما خوشحال هستیم که مرگ او جان چهار نفر را نجات داد.
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 12:27
به گزارش جامجم ، هفته گذشته مرد روستایی با حضور در پلیس آگاهی شهرستان کردکوی استان گلستان از کارمند باجه پست بانک روستا به اتهام کلاهبرداری شکایت کرد.
وی در اظهاراتش گفت: یک روز که به پست بانک روستا رفته بودم، کارمند آنجا مدعی شد اگر دو ماه در پست بانک سپردهگذاری کنم، میتواند دو برابر سپردهام به من وام بدهد. 30 میلیون تومان پول را که از فروش محصول کشاورزی به دست آورده بودم، به حسابی که او داد و گمان میکردم مربوط به پستبانک است، واریز کردم.
مالباخته اضافه کرد: با گذشت چند ماه هر بار که سراغ وام را میگرفتم او طفره میرفت و از من میخواست چند هفته دیگر منتظر بمانم. با شک کردن به حرفهایش با دفتر مرکزی پست بانک تماس گرفتم و موضوع را پیگیری کردم که مشخص شد کارمند باجه روستایی پستبانک از کار معلق شده است .
این شکایت در حالی مطرح شد که روستاییان دیگری نیز با حضور در پلیس آگاهی از کارمند باجه پستبانک شکایت کردند. بررسیها نشان میداد که آنها نیز در دام مرد شیاد گرفتار شده و هر کدام از 30 تا صد میلیون تومان به حساب او واریز کردهاند .
مرد کلاهبردار دو روز پیش بازداشت و برای تحقیقات به پلیس آگاهی شهرستان کردکوی منتقل شد.
متهم زمانی که با شاکیان خود در پلیس آگاهی روبهرو شد و راز کلاهبرداری هایش را فاش شده دید، به کلاهبرداری چهار میلیارد تومانی اعتراف کرد.
متهم در اظهاراتش گفت: از یک سال پیش به این فکر افتادم که با سوءاستفاده از موقعیت کاریام از مردم روستا کلاهبرداری کنم. در این مرحله به بهانه اینکه میتوانم به آنها وام بپردازم، فریبشان دادم و پول را بهجای واریز به حساب بانک، به حساب خودم میریختم.
وی اضافه کرد: وقتی بازرسی بانک متوجه تخلفات من شد، از من خواست دست از فعالیت بردارم که من همچنان به بانک میرفتم و از روستاییان کلاهبرداری میکردم.
سرهنگ محمود علیفر، فرمانده انتظامی شهرستان کردکوی در اینباره گفت: با اعتراف متهم، برای او قرار قانونی صادر شده است. تاکنون 80 نفر از روستاییان با حضور در پلیس آگاهی از این کارمند خاطی به اتهام کلاهبرداری شکایت کردهاند.
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 12:27
به گزارش جامجم ، هفته گذشته مامور گشت کلانتری مرکز تهران در خیابان خردمند متوجه رفتارهای مشکوک پسری جوان در کنار خودروی مزدا3 شد. ماموران که احتمال میدادند پسر جوان سارق باشد، به صورت نامحسوس او را زیر نظر گرفتند. پسر جوان که متوجه حضور ماموران نشده بود، اقدام به باز کردن در خودرو کرد، اما ماموران او را قبل از ارتکاب سرقت بازداشت کردند.
با انتقال متهم به اداره آگاهی هویت رضا 26 ساله شناسایی و مشخص شد او تاکنون دو بار به اتهام سرقت خودرو دستگیر شده است.
با به دست آمدن سوابق پسر جوان، او به سرقت لوازم داخل خودروهای گرانقیمت اعتراف کرد و گفت: چهار ماه قبل و بعد از آزادی از زندان همراه همدستم که سرباز کلانتری است با پرسهزنی در مناطق خلوت شمال و مرکز شهر، خودروهای گرانقیمت را شناسایی و پس از تخریب قفل، لوازم باارزش داخل آن را سرقت میکردیم.
با اعترافات سارق 26 ساله، همدست او که سرباز یکی از کلانتریهای شهر بود، شناسایی و دستگیر شد. صبح دیروز با انتقال دو متهم به دادسرای ویژه سرقت، تحقیقات از آنها آغاز شد.
پسر 19 ساله به نام هومن با اعتراف به سرقت گفت: من سرباز کلانتری هستم. چندی قبل دوستم رضا پیشنهاد سرقت از خودروهای گرانقیمت را مطرح کرد. چون پول نداشتم قبول کردم با او همکاری کنم. ابتدا در روزهای مرخصی با لباس شخصی به سرقت میرفتیم. بعد از چهار فقره سرقت احتمال دادم شناسایی و دستگیر شویم، به همین خاطر در سرقتهای بعدی با لباس سربازی به محل سرقت میرفتم تا کسی به ما شک نکند. رضا متخصص باز کردن در خودروها بود. در این مدت من با مرخصی ساعتی عصرها با لباس سربازی در خیابانها پرسه میزدم و با کمک همدستم سرقت میکردم. من بعد از هر سرقت دوباره به کلانتری میرفتم و همدستم اموال سرقتی را میفروخت و سهم مرا میداد.
وی اضافه کرد: در این مدت لوازم داخل 36 خودروی گرانقیمت از جمله مزدا3 و سراتو را سرقت کردیم و من پنجمیلیون تومان به جیب زدم. برای این که کسی متوجه سرقت نشود، از یک ماه قبل مرخصی نگرفتم و به سرقت نرفتم. دوست طمعکارم نیز به تنهایی دست به سرقت زد که بالاخره دستگیر شد.
با اعترافات دو سارق، آنها با دستور علی وسیله ایزد موسی، بازپرس شعبه پنجم دادسرای ویژه سرقت بازداشت شدند و برای شناسایی دیگر جرایمشان در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند.
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 12:27
به گزارش جام جم آنلاین، همین درگیری و پس از آن هم تلفن ماموران کلانتری به آرزو، باعث شد زندگی بهنام برای همیشه از هم بپاشد. ایستگاه آخر زندگی بهنام و آرزو دادگاه خانواده بود.
حالا این زوج مقابل در شعبه 268 دادگاه خانواده انتظار لحظات پایان زندگی مشترک خود را میکشند.
چند دقیقهای بیشتر طول نمیکشد که منشی نام بهنام و آرزو را صدا میزند و آنها وارد شعبه میشوند. پس از گذشت لحظاتی قاضی عموزادی از این زوج میپرسد که چرا میخواهند از هم جدا شوند.
زن جوان پاسخ میدهد: آقای قاضی شوهرم به من خیانت کرده است. او باز هم سراغ زن صیغهای خود رفته و در این مدت مرا فریب میداده است.
ماجرا از این قرار است که دو سال پیش و پس از هشت سال زندگی مشترک پی به خیانت همسرم بردم و فهمیدم بهنام پنهانی با زن دیگری در ارتباط است و حتی این زن را به عقد موقت خودش درآورده است.
وقتی این موضوع را شنیدم بشدت شوکه شدم و تصمیم به جدایی از بهنام گرفتم. ولی شوهرم به التماس افتاد و از من خواهش کرد یک فرصت دیگر به او بدهم. او قول داد ارتباطش با این زن را قطع کند و سر زندگیاش بیاید.
بهنام میگفت اشتباه بزرگی را مرتکب شده و به دنبال راهی برای جبران آن میگردد. من که دیگر به او اعتمادی نداشتم اصرار میکردم که باید از هم جدا شویم، ولی بهنام اصرار داشت جدا نشویم و به همین دلیل او را طلاق داد. او آنقدر اصرار کرد تا دوباره توانست دل من را بدست آورد.
بهنام آنقدر رفتارش با من خوب شده بود که در نهایت من هم تصمیم گرفتم او را ببخشم و سعی کنم خیانتش را فراموش کنم.
خیلی سخت بود، اما در نهایت پذیرفتم که باز هم به زندگی با بهنام ادامه دهم. در مدت این دو سال خیلی سختی کشیدم تا بتوانم خیانتش را فراموش کنم.
هرازگاهی شک و تردید و بدبینی سراغم میآمد و مثل خوره جانم را میخورد، اما باز هم تمام تلاش خودم را میکردم که به روی بهنام نیاورم و او را با شکهایم آزار ندهم.
با اینکه او خیانت بزرگی در حق من کرده بود، اما وقتی قول دادم که او را میبخشم، دلم نمیخواست اذیتش کنم.
او ادامه میدهد: در این مدت با هر سختی بود، اشتباه بهنام را فراموش کردم و تازه داشتم به آرامش میرسیدم که یک روز تلفن خانهمان بهصدا درآمد.
آن سوی خط مامور کلانتری بود که خبر میداد شوهرم را بهخاطر یک درگیری خیابانی دستگیر کردهاند.
خیلی ترسیدم و بلافاصله به کلانتری رفتم که در آنجا با دیدن صحنهای که مقابل چشمانم بود بشدت شوکه شدم. زن صیغهای بهنام هم در کلانتری بود و مشخص شد موضوع مربوط به اوست.
وقتی جریان را متوجه شدم، از شدت ناراحتی نمیدانستم باید چکار کنم. بهنام بهخاطر این زن در خیابان دعوا کرده و با چند جوان گلاویز شده بود.
آن هم بهخاطر متلکپرانی چند جوان برای آن زن؛ این نشان میداد بهنام در این مدت مرا فریب داده و با این زن در ارتباط بوده است.
وقتی این موضوع را متوجه شدم تصمیم گرفتم دیگر به هیچ عنوان به شوهرم اعتماد نکنم و از او جدا شوم.
در این لحظه مرد جوان نیز به قاضی میگوید: همسرم اشتباه میکند. من او را گول نزدم و از زمانی که به او قول دادم، هیچ وقت خیانت نکردم. هر چه میگویم من آن روز این زن را بهطور اتفاقی در خیابان دیدم و همان لحظه هم دعوا و درگیری شروع شد فایدهای ندارد.
باور کنید من فقط به صورت اتفاقی این زن را دیدم و بعد از آن چند جوان مزاحم او شدند. من خواستم کمکی به همسر سابقم کرده باشم که ناگهان ماموران پلیس سررسیدند و ما را بازداشت کردند، اما هیچ اتفاقی بین ما نیفتاد و قرار هم نیست که بیفتد.
صحبتهای مرد که به اینجا میرسد، همسرش میگوید: آقای قاضی من دیگر فریب صحبتهای این مرد را نمیخورم و نمیتوانم با این بیاعتمادی و بدبینی کنار بیایم.
حتی اگر حرفهایش درست باشد باز هم این شک مرا رها نخواهد کرد. برای همین طلاق میخواهم.
در پایان نیز وقتی زن جوان برای جدایی اصرار میکند و تلاشهای قاضی برای منصرف کردن او بینتیجه میماند، در نهایت شوهرش نیز به این جدایی راضی میشود و حکم طلاق صادر میشود.
بدبینی، زندگی را از بین میبرد
دکتر سعید خراطها، روانشناس در این باره میگوید: شک و بدبینی یکی از مهمترین دلایلی است که همه روزه پروندههای دادگاه خانواده را افزایش میدهد.
در واقع باید گفت اگر سوءظن هر روز ادامه پیدا کند و به یک عادت تبدیل شود، میتواند مشکلات زیادی را در زندگی مشترک بهوجود بیاورد. کسی که احساس شک در درونش به وجود میآید، همیشه احساس ناامنی میکند و بدون اینکه خودش بخواهد بدترین اتفاقات را در مورد همسرش تجسم میکند.
اتفاقاتی که هر روز در ذهنش بزرگتر میشود. حتی یک اتفاق ساده مثل جواب ندادن به تلفن همراه توسط همسرش میتواند زندگی آنها را تحتالشعاع قرار دهد و به جهنم بزرگی تبدیل کند.
کسی که نسبت به همسرش بدبین شده است، آرامش روحی و روانی را از خود و طرف مقابلش سلب میکند.
گاهی اوقات شک به خیانت درست به اندازه همان خیانت، میتواند به ارتباط بین زوجین آسیب جدی بزند.
اگر این بدبینیها نادرست باشد، طرف مقابل هم بشدت اذیت میشود و او را سرزنش میکند. حتی ممکن است وسوسه شود که بهطور واقعی خیانت کند.
کسانی که در زندگی مشترک دچار شک و بدبینی میشوند، افرادی بشدت متزلزل خواهند بود که همیشه احساس ناامنی میکنند.
به همین دلیل در وهله اول باید به این افراد کمک کرد تا شکهایشان را برطرف کنند. اگر باز هم مشکل حل نشد، باید پیش از اینکه دیر شود از یک متخصص کمک گرفت.
اغلب دلایل زیادی وجود دارد که باعث میشود کسی به همسرش شک کند. در این میان احساس عدم امنیت، بدبینی، سوءتفاهم، حسادت و بیاعتمادی انگیزهها را برای سوءظن بیشتر میکنند و زندگی هر روز بیشتر از هم میپاشد و کمکم هر دو طرف نیز آزار خواهند دید.
بنابراین باید پیش از بوجود آمدن احساس بدبینی، زن و شوهر سعی کنند در زندگی مشترک اعتماد همدیگر را جلب کرده و آرامش را وارد زندگیشان کنند تا در آینده با عواقب جدی مواجه نشوند.
سیما فراهانی
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 10:01
به گزلرش جام جم آنلاین، خودش میگوید دوستان ناباب بلایی سر او آوردند که مجبور شده برای سیرکردن خودش دست به سرقت پنیر، نوشابه و نان بزند.
در ادامه گفتوگویی را با سارقی انجام میدهیم که عاشق نوشابه است و در هر سرقت از سوپر مارکتها نوشابه هم سرقت میکرد.
چرا تهران آمدی؟
من ساکن یکی از استانهای غربی و محروم کشور هستم. دو سال است که به تهران آمدم تا زندگی بهتری داشته باشم، اما نشد و تمام هرآنچه را که داشتم هم از دست دادم.
مگر در تهران زندگی بهتر وجود دارد؟
من مجبور شدم به تهران بیایم. بعد از فوت برادرم رحیم، ضربه روحی بدی خوردم. او تمام زندگی من بود و وقتی فوت کرد برای رها شدن از آن فضای غم تصمیم گرفتم به تهران بیایم و کاری دست و پا کنم اما افسوس که تهران برای من سرابی بیش نبود و تازه فهمیدم که این شهر برای ساکنان خودش هم کار ندارد.
در شهر خودتان کار میکردی؟
من چرخکار ماهری هستم و درشهر خودمان درآمد خوبی داشتم. همه شهر من را میشناختند. وقتی به تهران آمدم به خانه یکی از دوستانم رفتم و در یک خیاطی با روزی 20 هزار تومان دستمزد مشغول کار شدم.
نمیخواستم بیکار بمانم به همین خاطر حاضر شدم با یکسوم دستمزد واقعی کار کنم ولی حیف که دوستان ناباب سراغم آمدند.
دوست ناباب؟
سه نفر از همشهریهایم که با آنها زندگی میکردم سراغم آمدند و مدعی شدند چرا این همه غصه مرگ برادرم را میخورم.
آنها برای اینکه من را شاد کنند مدعی شدند یک ماده سفیدرنگی را مصرف کنم. من هم آن را مصرف کردم و دو روز تمام درد و غصهام را فراموش کردم و در دنیای دیگری بودم.
وقتی دوباره به حالت عادی برگشتم از آنها خواستم از آن ماده دوباره به من بدهند. بعد از چندبار مصرف متوجه شدم که آن ماده شیشه است و من در دام اعتیاد گرفتار شدهام.
بعد چه شد؟
هر روز مجبور بودم نصف درآمدم را برای خرید شیشه به آنها بدهم. بعد از سه ماه دیگر توان کار کردن نداشتم و بدبختیهای بیشتری به سراغم آمد.
کارم را از دست دادم و با هربار مصرف شیشه به جای فراموشی غم از دست دادن برادرم تمام غمهای عالم روی سرم خراب میشد.
کم کم دچار توهم شدم و فکر میکردم مردم میخواهند تمام خانواده ام را بکشند تا من تنها بمانم.
نمی توانستی ترک کنی؟
چندبار خوددرمانی کردم اما فایدهای نداشت و بعد از یک هفته دوباره سراغ مواد میرفتم. اراده ام را از دست داده بودم و بنده مواد شده بودم.
دوستانت کمکی به تو نکردند؟
آنها فقط من را معتاد کردند. از دو ماه قبل من حتی پولی برای خرید غذا نداشتم و دوستانم هم دیگر سراغم نیامدند و من را از خانه بیرون کردند و مدعی شدند قیافهام تابلوست و آبرویشان در محل میرود. بعد از آن بود که من از چرخکاری و یک زندگی خوب به معتاد کارتن خواب تبدیل شدم.
به چه جرمی دستگیر شدی؟
سرقت از سوپرمارکتها.
از گاوصندوق سرقت میکردی؟
گاوصندوق مغازه؟ من جوری در لجنزار اعتیاد فرو رفتهام که اگر بینیام را بگیرند میمیرم. من بتوانم پول سرقت کنم. من فقط مواد غذایی سرقت میکردم.
چرا مواد غذایی؟
نقشه سرقت مواد غذایی را یکی از معتادان خیابانی کشید و قرار شد با هم به سوپر مارکتهای بزرگ شمال شهر برویم و در یک فرصت مناسب به دور از چشم صاحب مغازه مواد غذایی سرقت کنیم.
چند بار موفق شدید؟
من در هشت سرقت شرکت کردم.
چه موادی را بیشتر سرقت میکردید؟
نان، پنیر، سوسیس و کالباس و نوشابه.
نوشابه؟
آره. من عاشق نوشابه هستم و اگر نوشابه نخورم فکر میکنم میمیرم. سر همین نوشابه دزدیدن هم بالاخره لو رفتم و دستگیر شدم.
چگونه دستگیر شدی؟
آخرین بار در یک سوپر مارکت در حوالی تجریش در حال پرسه بودم تا در فرصت مناسب از داخل یخچال آن سرقت کنم.
ابتدا یک پنیر و نان برداشتم، اما چشمم به نوشابهها که در انتهای یخچال بود افتاد. خواستم نوشابه را هم بردارم که مرد فروشنده متوجه شد من دزد هستم و دستگیرم کرد و تحویل پلیس داد.
فکر میکردی دستگیر شوی؟
آره. بالاخره راه کج مقصدش آنجایی نیست که تو میخواهی. اما اینبار هم رودست خوردم و همدستم من را تنها گذاشت و خودش فرار کرد. حالا باید به اتهام سرقت نوشابه و پنیر به زندان بیفتم.
ارزشش را داشت؟
نه. من همه چیزم را در تهران از دست دادم و هیچ چیز به دست نیاوردم. حالا باید انگ سابقهداری را هم تا آخر عمر به دوش بکشم.
این خالکوبی دور گردنت چیست؟
گردنبند عشق را خالکوبی کردم. اسم برادر مرحومم رحیم را داخل آن نوشتم. این را به یاد برادرم روی بدنم زدهام.
حرف آخر...
آزاد شوم از تهران میروم و در شهر خودمان به همان چرخکاری لباس مشغول میشوم. این شهر هرچه داری از تو میگیرد و هیچ چیز به تو نمیدهد.
مجید غمخوار
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 7:11
به گزارش جام جم آنلاین،زندگی با تولد هر فرزند زیباتر و رویاییتر میشد. تمام دغدغه مریم مراقبت از فرزندانش بود و اداره زندگی مشترکش.
مثل هر زنی با تمام وجود تنها به تامین نیازهای عاطفی و روحی همسر و فرزندانش میاندیشید و حسی مادرانه روحش را به تکتک اجزای این زندگی مشترک پیوند زده بود.
حسی نامرئی مانند زنجیری از عشق، قلب و روحش را به این زندگی گره زده بود و وجودش را تبدیل به منبعی از مهربانی و محبت کرده بود.
محبتی که بدون چشمداشتی، به همسر و فرزندانش میبخشید و پیوسته برای شادی و خوشبختیشان در تلاش بود.
همه چیز خوب بود تا وقتی فرزندانش به سن بلوغ و نوجوانی رسیدند .رویاهای مریم حالا بزرگتر شده بود و امیدوار بود تا خیلی زود شاهد ازدواج و موفقیتهای تحصیلی و خوشبختی فرزندانش باشد.
زندگی خود را در نقطهای از ثبات و آرامش میدید که گمان میکرد هیچ اتفاقی قادر به بر هم زدن این آرامش نخواهد بود و هیچ نیرویی توانایی گرفتن این خوشبختی را از او و فرزندانش ندارد.
اما همسرش تاری شیشهای به دور خود تنیده و بیتوجه به حجم خوشبختی که خداوند در زندگی با مریم و فرزندانش به او بخشیده بود قلب و روحش اسیر دور باطلی از توهم و هذیان شده بود.
کمکم مصرف شیشه چشمانش را به روی دنیای تازهای باز کرد دنیایی که فقط خودش میدید و باور داشت.
در دنیای تازه، مریم و فرزندانش نسبت به او بیتوجه و بیمهر بودند و پشت هر لبخند یا سکوتشان توطئهای بر علیه خود میدید و ردپای حضور مردی بیگانه را در خانهیشان حس میکردند.
تلاشهای مریم برای نجات همسرش راه به جایی نمیبرد و او هر روز بیشتر در دنیای شیشهای و توهمآلود خود غرق میشد.
سوءظن و بدبینیاش هر روز بیشتر و بیشتر میشد و حالا دیگر از خیانت مریم به خود مطمئن بود و فقط منتظر فرصت مناسبی برای روکردن دست او بود.
نیمه شبی شوم فرزندانشان با صدای داد و فریاد پدر از خواب بیدار شدند. پدر هراسان و چاقو به دست در جستجوی مردی بود که گمان میکرد پنهانی پا به خانهشان گذاشته و گریهها و حرفهای مریم و بچهها نیز تاثیری در فکر و تصمیماش نداشت.
از پیدا کردن مرد که ناامید شد سراغ مریم آمد و قبل از آنکه فرصتی برای دفاع به زن بیچاره بدهد در مقابل دیدگان دو فرزندشان با چاقو به مریم حمله کرد و لحظهای بعد فریادهای زن سکوت شد، سکوتی گرهخورده با سرخی خون نشسته روی فرش.
مرد مفتخر از عمل غیرتمندانهاش نشست و بیتوجه به گریه و بیقراری فرزندان سیگارش را آتش زد.
از پشت حلقههای دود زنی را با چشمان بسته و لباسی قرمز میدید که به دیوار تکیه داده بود و به خوابی ابدی فرورفته بود... خوشبختی سوخت و مریمی بیگناه پژمرد.
هشدار
متاسفانه با وجود تبلیغات وسیع پلیس و همچنین نظام درمانی درخصوص عوارض خطرناک شیشه و اخباری که هر روز از حوادث و جنایات ناشی از مصرف شیشه در رسانهها منتشر میشود باز هم بسیاری از افراد با استعمال شیشه، غیرمسئولانه خود و اطرافیانش را در معرض حوادث جبرانناپذیر قرار میدهند.
مغز افراد در پاسخ به مسائل روانی متفاوت و ممکن است فردی با یکبار مصرف موادمخدر وارد فاز توهمی شده و دیگر از این وضع خارج نشود.
هیچکس از فعالیت مغزش خبر ندارد و با قرار دادن این موضوع در کفه ترازو باید سنجید آیا یکبار مصرف شیشه ارزش این را دارد که تا آخر عمر بیمار شویم.پژوهشها نشان میدهد یک بار مصرف شیشه میتواند فرد را به سمت اسکیزوفرن ببرد.
براساس پژوهشهای انجام شده، رفتارهای خشونتآمیز در معتادان به موادمخدر صنعتی در فاصله زمانی شش ماه تا یک سال پس از شروع وابستگی، افراد آغاز میشود، در حالی که در معتادان به موادمخدر سنتی این فاصله زمانی یک تا سه سال پس از وابستگی است.
نتایج این پژوهش نشان میدهد که بین اعتیاد به موادمخدر و بروز خشونتهای خانوادگی، خشونتهای اجتماعی منجر به قتل و جرح، آسیبهای روانی و جسمانی علیه زنان و کودکان، بروز ناهنجاریهای اخلاقی و جرایم اجتماعی و کاهش احساس امنیت شهروندان، رابطه معناداری وجود دارد.
واکنشهای افرادی که به مصرف شیشه وابسته شدهاند. به صورت حالاتی از خشم، پرخاشگری، سوءظن، بدبینی، افسردگی، بیتدبیری و عدم آرامش بروز میکند.
این وضع رفتارهای غیرطبیعی را در افراد ایجاد میکند و اطرافیان به سهولت میتوانند این تغییرات رفتاری را تشخیص و احتمال دهند که فرد به مصرف شیشه روی آورده است.
در این پرونده صحنه قتل زنی که بیگناه به قتل رسید هرگز از مقابل دیدگان فرزندانش پاک نخواهد شد و تا همیشه خاطره تلخ و اندوهبار مرگ مادر توسط پدر بر حافظه و قلبشان سنگینی خواهد کرد.
زندگی که سوخت، آینده روشنی که تاریک شد و لبخندی که برای همیشه بر لبان فرزندان مریم خشکید و مردی که باید تا آخر عمر با رنج عذاب وجدان از کشتن همسری بیگناه و دوستداشتنی زندگی کند. همه و همه بهخاطر دل سپردن به لذت مصرف شیشه است.
با توجه به عوارض خطرناک مصرف شیشه برای خود فرد و اطرافیان شناسایی و درمان عضو معتاد خانواده امری مهم و حیاتی است و به هیچ عنوان نباید فرد را به حال خود رها کرده و به پذیرش بیچون و چرای عضو معتاد تن داد.
بلکه باید برای محافظت از دیگر افراد وی را برای درمان متقاعد ساخت و انگیزه لازم را برای ترک در وی ایجاد کرد.
سمانه مهربانی
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 29 بهمن 1394 ساعت: 6:10
به گزارش جام جم آنلاین ، فاطمه خدابخش دختر 11 ساله ای که شنبه شب به همراه همکلاسی هایش در برنامه آموزش شنا، در استخر 22 بهمن سمنان رفته بود دچار حادثه شده و به کما رفته بود جان خود را از دست داد.
این دختر بچه که از سوی دبستان نیمه شعبان سمنان در قالب طرح فوق برنامه آموزش شنا، شنبه شب در این استخر حضور یافته بود، دچار حادثه شد و بنا به اظهار پزشکان دچار عارضه مغزی شد و به کما رفت.
درباره علت رخداد این حادثه روایت های مختلفی وجود دارد که هیچکدام مورد تایید نیست.
معاون تربیت بدنی و سلامت آموزش و پرورش استان سمنان گفت: برای شناسایی علت دقیق حادثه نیاز به بررسی های دقیق میدانی است، ولی مسئولیت جان دانش آموزان در این برنامه ها متوجه نجات غریق و سرنجات غریق استخر است و مربیان فقط مسئول آموزش دانش آموزان است.
علیرضا حاجی قاسمی با اشاره به روایت های مختلف از حادثه ای که برای این دانش آموز رخ داده است، علت روایت های مختلف برای این حادثه را تلاش برای تبرئه کردن نجات غریق استخر از مسئولیت در زمان حادثه دانست و تصریح کرد: بسیاری علت حادثه را زمین خوردگی دختربچه یا شوک مغزی می دانند، در هر حال اگر این اتفاقات هم رخداده باشد باید از غرق شدگی وی در آب توسط غریق نجات جلوگیری می شد.
وی تصریح کرد: آموزش شنا به دانش آموزان به صورت فوق برنامه و در قالب قرادادهای آموزش و پرورش با اداره ورزش و جوانان برنامه ریزی می شود و امسال برای هزار و 500 دانش آموز در این فوق برنامه که از سوی مدارس و با رضایت والدین اجرایی می شود، قرارداد بسته شده است.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت: 21:53
به گزارش جام جم آنلاین ، دوشنبه گذشته یعنی 26 بهمن ماه پروندهای در خصوص یک فقره آدم ربایی در شهرستان رودهن در شعبه نهم دادسرای امور جنایی گشوده شد که در آن 2 مرد جوان مردی را با تهدید چاقو و شوکر ربوده بودند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، روز دوشنبه فردی با مراجعه به دادسرای امور جنایی به قاضی سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران مراجعه کرد و مدعی شد: شوهر خواهرم توسط دو مرد جوان در شهرستان رودهن ربوده شده است.
پس از تشکیل پرونده آدم ربایی، ماموران اداره پلیس آگاهی تهران به دستور قاضی سهرابی شناسایی و دستگیری آدمربایان را در دستور کار قرار دادند و روز گذشته مأموران کلانتری 118 ستارخان متهمان این پرونده را بازداشت و مرد ربوده شده را که در خانهای حوالی خیابان شهید حبیب اللهی نگهداری میشد آزاد کردند.
مرد ربوده شده پس از آزادی به بازپرس پرونده گفت: 26 بهمن ماه امسال برای انجام کار اداری به شهرستان رودهن رفته بودم و درون خودرویم قرار داشتم که ناگهان 2 مرد جوان وارد خودرویم شدند و با تهدید چاقو و شوکر من را تهدید کردند و به خانهای منتقل کردند.
وی افزود: این دو نفر مرا در آن خانه مورد ضرب و جرح قرار دادند و از من تقاضای 100 میلیون تومان وجه کردند.
فرد ربوده شد همچنین مدعی شد: این دو آدمربا حدود یک ماه پیش نیز پسر برادرم را گروگان گرفته بودند که پس از دو روز وی را آزاد کردند.
پس از اظهارات شاکی پرونده، دو متهم آدمربایی که دارای سابقه کیفری و مصرف مواد مخدر بودند در مقابل بازپرس قرار گرفتند اما هر دو منکر آدمربایی و اظهارات مرد شاکی شدند که سرانجام متهمان پرونده برای تحقیقات بیشتر در اختیار اداره پلیس آگاهی قرار گرفتند.
منبع: فارس
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت: 21:53
بهگزارش جام جم آنلاین به نقل از مرکز اطلاعرسانی فرماندهی انتظامی استان سمنان، سرهنگ سید علی میراحمدی گفت: در پی شکایت بانوی جوان سمنانی مبنی بر اهانت و مزاحمت فردی ناشناس در تلگرام موضوع در دستور کار پلیس فتا قرار گرفت.
وی افزود: در تحقیقات تخصصی پلیس هویت فرد مزاحم که مردی کهنسال بود، شناسایی و با هماهنگی قاضی پرونده متهم 86 ساله برای ارائه بازجوییهای تکمیلی به اداره پلیس احضار شد.
به گفته این مقام انتظامی، با حضور متهم و شناسایی کامل وی مشخص شد، پیرمرد مزاحم پدربزرگ شاکی بوده است.
رئیس پلیس فتای استان سمنان به اقرار صریح مزاحم تلگرامی در این پرونده اشاره و اضافه کرد: متهم انگیزه خود را اختلافات خانوادگی عنوان کرد.
سرهنگ میراحمدی به اشراف کامل پلیس بر فضای سایبر و شبکههای اجتماعی اشاره و به عموم شهروندان توصیه کرد: در صورت بروز هرگونه مشکل مشابه و ایجاد مزاحمت به پلیس فتا مراجعه کنید.
وی یادآور شد: این پرونده پس از تکمیل تحقیقات و به همراه متهم به دادسرا ارسال شده است.
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت: 21:53
به گزارش جام جم آنلاین،اگرچه دانستن این موضوع باعث آرامشخاطر خیلی از نیازمندان شده، اما در کنار آن، بسیاری از افراد سودجو نیز وارد میدان شده و با تظاهر به نیازمندی و ناتوانی اعتماد برخی از نیکوکاران را جلب کرده و به کلاهبرداری از آنها پرداختهاند.
به گزارش مجله پنساکولا، یک زن فلوریدایی برای 19 هزار دلار کلاهبرداری و سوءاستفاده از خوشقلبی همسایگانش دستگیر و به زندان فرستاده شد.
این زن با ادعای دروغین ابتلایش به یک بیماری ناعلاج مدتها به سرکیسه کردن دوستان و آشنایانش میپرداخت.
سونیا لاکر 43 ساله و همسرش جرالد لاکر از سال 2004 تا 2010 از کمکهای نیکوکارانه خانواده، دوستان، همکاران و حتی اعضای کلیسا به مدت شش سال سوءاستفاده میکردند.
کارآگاهان در این باره گفتند: «این زوج در سال 2009، 14 هزار دلار از کمکهای خیریه را صرف رهن خانه دلخواه خود کردند و از 4000 هزار دلار دیگر، برای خرید یک موتورسیکلت هارلی دیویدسون برای جرالد استفاده کردند.
در سال 2011 با دستگیری لاکر به جرم سرقت و کلاهبرداری، خانهشان نیز از رهن خارج شد. او در حضور قاضی ادعا کرد که بهدلیل داشتن اختلالات روانی همیشه گمان میکرده همسرش بیمار است.
در دادگاه نیز پس از معاینه و بررسی لاکر توسط یک روانپزشک مشخص شد که اختلالات روانی وی دروغی بیش نبوده و همگی ساخته و پرداخته ذهن او است، چراکه یک فرد بیمار، از اختلالات و مشکلاتش با سوءاستفاده از دیگران به نفع خود بهره نمیبرد.
قاضی نیز در این باره حق را به لاکر نداد و خطاب به وی گفت: «این کار از نظر من بدترین نوع فریبکاری است که خود را مبتلا به یک بیماری سخت بخوانیم و از حس انساندوستی اطرافیان که برای کمک به هزینههای درمان به یاریمان میآیند، سوءاستفاده کنیم.»
در نتیجه این فریبکاری ناجوانمردانه، بیشک خانه آنها توسط دولت ضبط و از دسترس آنها خارج شد.
جالب اینجاست که در دادگاه، دوست صمیمی سونیا لاکر نیز جزو شاکیان خصوصی مالباختگان بود. او با تنظیم یک شکایتنامه علیه لاکر خواستار برقراری عدالت و مجازات دوستش شد.
وی مدعی بود لاکر به آنها گفته است طبق نظر پزشکان روشی گرانقیمت برای بهبود سرطان او پیدا شده و او چیزی حدود 9000 دلار صرف هزینههای مهمانی بزرگی کرده که به مناسب این اتفاق بزرگ در رستورانش برای مهمانان لاکر ترتیب داده بود.
سونیا که به گمان دیگران شش سال بود که با این بیماری سخت میجنگید، سال گذشته تماسی از سوی یک پزشک مبنی بر پیدا شدن یک درمان خاص دریافت کرد.
پزشک در این باره گفت: «سونیا ابتدا از شنیدن این خبر بهوجد آمد ولی هنگامی که فهمید نصف هزینههای درمان را که چیزی حدود 14 هزار دلار بود باید خودش بپردازد، از درمان صرفنظر کرد.»
لاکر علاوه بر یک سال زندان به 18 ماه آزادی مشروط و محرومیت از 200 خدمت اجتماعی محکوم شد.
متاسفانه این مورد تنها موردی نیست که افراد از حربه ابتلا به بیماریهای صعبالعلاج برای فریب اطرافیانشان استفاده میکنند.
ضمیمه تپش
- - , .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت: 19:03